ميان آنها و آرزوها جدايى افكند و با فرا رسيدن اجل ، دامنهء آرزوها را برچيد ، اين در حالى بود كه به هنگام سلامت ، چيزى براى خود نيندوختند و در آغاز زندگى ( براى پايانش ) عبرت نگرفتند .
شرح و تفسير
همه غرق احسان اوييم !
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، اشاره به بخشى از نعمتهاى مهمّ الهى مىكند ، نعمتهايى كه توجّه به آنها حسّ شكرگزارى انسان را برمىانگيزد و انگيزهاى براى معرفة اللّه و پرهيزگارى مىشود ، مىفرمايد : « ( خداوند ) براى شما گوشهايى قرار داد كه آنچه را برايش اهميّت دارد بشنود و حفظ كند و چشمهايى كه تاريكىها را كنار زند ( و حقايق را آن گونه كه هست ببيند ) و نيز بدنهايى قرار دارد كه اعضا را در بر گرفته است . و در تركيببندى و تداوم عمر ، هماهنگ با يكديگرند » جعل لكم أسماعا لتعي ما عناها « 1 » ، و أبصارا لتجلو « 2 » عن عشاها « 3 » ، و أشلاء « 4 » جامعة لأعضائها ، ملائمة لأحنائها « 5 » ، في تركيب صورها ، و مدد عمرها .
هامش
( 1 ) « عنا » از مادّهء « عنايت » به معناى توجّه و اهتمام ، نسبت به چيزى است و ضمير در « عنا » در اينجا ممكن است به خداوند برگردد كه اشاره به اهداف الهى است كه از طريق گوش به انسان مىرسد ، يا به خود انسان بازمىگردد ، كه اشاره به اهدافى است كه انسان از طريق گوش به آن مىرسد و يا به « ما » برگردد ، كه اشاره است به مطالبى كه شنيدن آن براى گوش مهم است .
( 2 ) « تجلو » از مادّهء « جلاء » به معناى واضح و آشكار شدن است .
( 3 ) « عشا » از مادّهء « عشو » ( يا « عشى » ) به معناى ضعف چشم و ناتوانى آن است و گاه گفتهاند : به معناى شب كورى است .
( 4 ) « اشلاء » جمع « شلّ » ( بر وزن شكل ) به معناى عضو و جسد است و در اينجا به معناى جسد آمده ، زيرا بعد از آن مىگويد : « جامعة لأعضائها » و گاه گفتهاند : به معناى قطعه گوشت مىباشد كه در واقع همان عضلات است . اين معنا نيز در خطبهء بالا صادق است .
( 5 ) « احناء » جمع « حنو » ( بر وزن حلم ) به هر چيزى گفته مىشود كه نوعى انحناء و پيچيدگى دارد ، مانند بسيارى از استخوانهاى بدن .