اين تعبير ، اشاره به يك واقعيت است و آن اينكه تا اجل نهايى انسان فرا نرسد از دنيا نمىرود ، بنابراين تعيين اجل از سوى خداوند ، به اين مفهوم است كه ارادهء او بر اين قرار گرفته كه فلان كس ، تا فلان زمان باقى بماند و بىشك هيچ چيز در برابر ارادهء حقّ مقاومت نخواهد كرد . لذا مسألهء اجل الهى را مىتوان يك سپر محكم در برابر حوادث دانست . شبيه همين معنا كرارا در « نهج البلاغه » در كلمات قصار آمده است ، در يك جا مىفرمايد : « إنّ الأجل جنّة حصينة ، سرآمد زندگى ( كه از سوى خدا تعيين شده ) سپر محكمى است ! « 1 » » .
و در جاى ديگر مىفرمايد : « كفى بالأجل حارسا ، سرآمد قطعى زندگى ، براى پاسدارى انسان كافى است ( يعنى تا عمر به پايان نرسد هيچ حادثهاى او را از پاى درنمىآورد « 2 » » بلكه اين معنا را از آيهء يازدهء سورهء « رعد » نيز مىتوان استفاده كرد ، آنجا كه مىفرمايد :
« لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
، براى انسان مأمورانى هستند پى در پى ، كه از پيش رو و از پشت سر ، او را از حوادث مختلف حفظ مىكنند » .
در تفسير اين آيه ، حديثى از امام باقر عليه السّلام به اين مضمون نقل شده است :
« يقول :
بأمر اللَّه من أن يقع في ركيّ أو يقع عليه حائط أو يصيبه شيء حتّى إذا جاء القدر خلّوا
هامش
( 1 ) كلمات قصار ، كلمهء 202 .
( 2 ) كلمات قصار ، كلمهء 306 .