هنگامى كه اجلم فرا رسد ، اين سپهر الهى از من دور مىشود و مرا تسليم حوادث مىكند ، در آن هنگام نه تير خطا مىكند و نه زخم بهبودى مىيابد .
شرح و تفسير
چرا از مرگ بترسم ؟ !
در شأن ورود اين سخن ، چنين نوشتهاند كه : « يارانش كرارا حضرت را از سوء نيّت « ابن ملجم » خبر دادهاند و قراين و نشانههايى نيز بر نيّت سوء او ، آشكار گشت ، حتّى به گفتهء بعضى ، روزى امام عليه السّلام مشغول خطبه خواندن بود و « ابن ملجم » در برابر منبر نشسته بود كه اين سخن را آهسته بر زبان جارى كرد : « و اللّه لأريحنّهم منك ، به خدا سوگند ! مردم را از دست تو آسوده مىكنم » آنهايى كه اين سخن را از او شنيدند بعد از پايان خطبه او را دستگير كرده نزد امام آوردند ، امام فرمود : « او را رها كنيد ! » و سپس گفتار مورد بحث را بيان فرمود « 1 » . » آرى امام عليه السّلام چنين فرمود : « من از سوى خدا سپر محكمى دارم كه مرا از حوادث حفظ مىكند ، و هنگامى كه اجلم فرا رسد اين سپر الهى از من دور مىشود ، و مرا تسليم حوادث مىكند ، در آن هنگام نه تير خطا مىرود و نه زخم بهبودى مىيابد ( ولى امروز وحشتى ندارم ) ( و إنّ عليّ من اللّه جنّة حصينة ، فإذا جاء يومي انفرجت عنّي و أسلمتني ، فحينئذ لا يطيش « 2 » السّهم « 3 » و لا يبرأ « 4 » الكلم « 5 » .
هامش
( 1 ) « مصادر نهج البلاغه » جلد 2 ، صفحهء 42 - 43 ، مرحوم « ابن ميثم » در « شرح نهج البلاغه » خود نيز اين مطلب را آورده است ( جلد 2 ، صفحهء 157 ) .
( 2 ) « يطيش » از مادّهء « طيش » ( بر وزن عيش ) به معناى كم عقلى است و هنگامى كه تير خطا كند ، اين واژه دربارهء آن به كار مىرود ، گويى تير غير عاقلانه عمل كرده است . برخى نيز آن را به معناى وسيعترى يعنى : هر گونه سبكى تفسير كردهاند ، خواه در تير باشد يا در عقل يا غير آن . ( كتاب العين و مقاييس اللغة و لسان العرب )
( 3 ) « سهم » در اصل به معناى چوبه تير است و از آنجا كه گاهى براى تعيين كردن بهرهء افراد به وسيلهء قرعه كشى از چوبههاى تير استفاده مىكردند ، واژه « سهم » به بهرهء افراد اطلاق شده است و « مساهمه » به معناى قرعهكشى آمده ، زيرا به هنگام قرعهكشى نامها را بر چوبههاى تير مىنوشتند و با هم مخلوط مىكردند ، سپس يك چوبهء تير از آن بيرون مىآوردند و به نام هر كس اصابت مىكرد مشمول قرعه مىشد .
( 4 ) « يبرأ » از مادّه « برء » ( بر وزن قرب ) به معناى بهبود يافتن از بيمارى است و « برء » ( بر وزن نرم ) به معناى آفرينش است و از اين جهت به خداوند « بارئ » مىگويند .
( 5 ) « كلم » ( بر وزن نظم ) در اصل به معناى زخم و جراحت است و از آنجا كه سخن در دلها اثر مىگذارد به آن « كلام » مىگويند .