جمعى از مفسّران شيعه و اهل سنّت نقل كردهاند كه اين خواب اشاره به جريان معروفى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد ميمونهايى از منبر او بالا مىروند و پايين مىآيند ، بسيار از اين مسأله غمگين شد ، آن چنان كه بعد از آن ، كمتر مىخنديد . ( اين ميمونها را به بنى اميّه تفسير كردهاند كه يكى بعد از ديگرى بر جاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشستند در حالى كه از يكديگر تقليد مىكردند و افرادى فاقد شخصيّت بودند و حكومت اسلامى و خلافت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به فساد كشيدند ) .
« فخر رازى » در تفسير خود ، روايتى در اين زمينه از « ابن عبّاس » مفسّر معروف اسلامى نقل مىكند . همچنين در حديثى از « عايشه » نقل شده كه رو به « مروان » كرد و گفت : « لعن اللّه أباك و أنت في صلبه فأنت بعض من لعنه اللّه ، خدا پدر تو را لعنت كرد در حالى كه تو در صلب او بودى ، بنابراين ، تو بخشى از كسى هستى كه خدايش لعن كرده است ! » « 1 » علاوه بر آيهء فوق ، در تفسير آيه 26 سورهء ابراهيم نيز ، مطابق بعضى روايات ، « شجرهء خبيثه » به « بنى اميّه » تفسير شده است . « 2 »
ب : بنى اميّه در احاديث اهل سنّت
در كتاب « كنزالعمّال » كه از مجامع روايتى اهل سنّت است ، روايت شده كه روزى « ابوبكر » با « ابوسفيان » در افتاد و با خشونت او را مذمّت نمود . پدرش « ابوقحافه » به وى گفت : « با ابوسفيان بدين گونه سخن مىگويى ؟ ! » گفت : « اى پدر ! خداوند به سبب اسلام ، خانوادههايى را بالا برد و اعتبار بخشيد و خانوادههايى را به زمين زد و از اعتبار بينداخت . خاندان من از جمله خانوادههايى است كه خدا آن را بالا برد و
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، جلد 20 ، صفحه 237 .
( 2 ) براى توضيح بيشتر به تفسير نمونه ، جلد 10 ، صفحهء 341 و جلد 12 ، صفحهء 172 ، به بعد ، مراجعه كنيد .