حكومت اسلامى بيرون خواهم ريخت ، همانگونه كه قصّاب اعضاى درون شكم حيوان را كه به روى زمين مىافتد ، پاك مىكند ! » ( و اللّه لئن بقيت لهم لأنفضنّهم « 1 » نفض الّلحّام الوذام التّربة ! ) تشبيه « بنى اميّه » به خاكهايى كه محتويات شكم حيوان مانند جگر و معده روى آن بيافتد و آلوده شود ، اشاره به نهايت آلودگى و پستى آنهاست . آنها - به گواهى اعمالشان در زمان « عثمان » - چنان آلوده بودند كه عموم مسلمانان از آنها متنفّر شدند ، به گونهاى كه همه مىخواستند اين شجرهء خبيثه براى هميشه از سرزمين اسلام قطع گردد و اين باند كثيف از صحنهء جامعهء اسلام ، طرد شود ، و بيت المال از چنگ آنها به درآيد ! مرحوم سيّد رضى در پايان اين خطبه مىنويسد : « و يروى « التّراب الوذمة » و هو على القلب . قال الشّريف : و قوله عليه السّلام « ليفوّقونني » اى : يعطونني من المال قليلا كفواق النّاقة . و هو الحلبة الواحدة من لبنها . و الوذام : جمع و ذمة ، و هى الحزّة من الكرش ، أو الكبد تقع في التّراب فتنفض ، در بعضى از روايات به جاى « الوذام التّربة » ، « التّراب الوذمة » - كه عكس آن است - نقل شده ( ولى مفهوم هر دو يكى است ) و اشاره به اشياى با ارزشى است كه گاه آلوده مىشود ، و بايد آلودگىها را از آنها سترد .
سپس مىافزايد : جملهء « ليفوّقونني » به اين معنا است كه « بنى اميّه » كمى از مال را در اختيار من مىگذارند ، مانند « فواق ناقه » يعنى يك بار دوشيدن شير شتر . و « وذام » جمع « وذمه » به معناى قطعهاى از معده ، يا جگر حيوان است كه جدا شود و روى خاكها بيفتد و قصّاب آن را از آلودگى پاك كند و خاك آلوده را جدا سازد .
هامش
( 1 ) « لأنفضنّهم » از مادّهء « نفض » ( بر وزن نبض ) به معناى تكان دادن چيزى براى جدا شدن آنچه بر آن است مىباشد و به تعبير فارسى به معناى « تكانيدن » است و به همين جهت ، به زنانى كه فرزند بسيار مىآورند « نفوض » گفته مىشود . اين واژه در مورد ريختن ميوهها از درخت نيز به كار مىرود .