1 - انحراف خلافت اسلامى از مسير صحيح خود و تبديل آن به سلطنت
معاويه خود تصريح مىكرد كه خلافت را نه با محبّت و دوستى مردم و نه رضايت آنها از حكومت او ، بلكه با شمشير به دست آورده است . « 1 » « جاحظ » مىگويد : « معاويه سالى را كه به قدرت رسيد « عامالجماعة » ناميد ، در حالى كه آن سال ، « عام فرقه و قهر و جبر و غلبه بود » . سالى كه امامت به سلطنت و نظام كسرايى تبديل شد و خلافت غضب شده و قيصرى گرديد » . « 2 » زندگى اشرافى « معاويه » و شيوهء رفتار او در كار خلافت ، سبب شد تا « سعد بن ابى وقّاص » نيز در وقت ورود بر او ، وى را « ملك » خطاب كند . « 3 » مورّخان معاويه را اوّلين شاه خواندهاند . « 4 » « سعيد بن مسيّب » مىگفت : معاويه اوّلين كسى بود كه خلافت را به سلطنت تبديل كرد . « 5 » مورّخ معروف « يعقوبى » بعضى از كارهاى معاويه را كه نشانههاى نظام سلطنت است ، نام برده مانند : نشستن بر تخت سلطنت و نشاندن ديگران در پايين آن و انتخاب بهترين مالهاى مردم و اختصاص آنها به خود . « 6 » « ابو الاعلى مودودى » در كتاب « خلافت و ملوكيّت » چند ويژگى براى تفاوت نظام سلطنتى معاويه ، با خلافت پيش از وى بر شمرده است :
1 - دگرگونى روش تعيين خليفه . خلفاى پيشين ، خود براى كسب خلافت قيام نمىكردند ، ولى معاويه با هر وسيلهاى در پى آن بود تا به هر صورتى كه شده بر مسند خلافت تكيه زند .
هامش
( 1 ) العقد الفريد ، جلد 4 ، صفحهء 81 و 82 .
( 2 ) رسالهء الجاحظ فى بنىاميّة ، صفحهء 124 ، به نقل از تاريخ سياسى اسلام ، جلد 2 ، صفحهء 396 .
( 3 ) مختصر تاريخ دمشق ، جلد 8 ، صفحهء 210 و تاريخ يعقوبى ، جلد 2 ، صفحهء 217 .
( 4 ) تاريخ الخلفا ، صفحهء 222 .
( 5 ) تاريخ يعقوبى ، جلد 2 ، صفحه 232 ، به نقل از تاريخ سياسى اسلام ، جلد 2 ، صفحه 396 .
( 6 ) تاريخ يعقوبى ، جلد 2 ، صفحه 232 ، به نقل از تاريخ سياسى اسلام ، جلد 2 ، صفحه 396 .