2 - دگرگونى در روش زندگى خلفا و استفاده از روش پادشاهى روم و ايران .
3 - چگونگى مصرف بيت المال . در دوره « معاويه » بيتالمال به صورت ثروت شخصى شاه و دودمان شاهى درآمد و كسى نيز نمىخواست دربارهء حساب و كتاب بيتالمال از حكومت باز خواست كند .
4 - پايان آزادى ابراز عقيده و امر به معروف و نهى از منكر . اين روش از عهد معاويه با كشتن « حجر بن عدى » آغاز شد .
5 - پايان آزادى دستگاه قضايى اسلام .
6 - خاتمه حكومت شورايى .
7 - ظهور تعصّبات نژادى و قومى .
8 - نابودى برترى قانون . « 1 »
2 - مسخ و تحريف حقايق و معارف اسلامى ، مانند :
1 - ناسزا و دشنامگويى نسبت به ساحت مقدس اميرالمؤمنين على عليه السّلام و جعل احاديث در مذمّت آن حضرت و مدح معاويه .
معاويه خود مىگفت سبّ و لعن على عليه السّلام بايد آن قدر گسترش يابد تا كودكان با اين شعار بزرگ شده و جوانان با آن پير شوند و هيچ كس از او فضيلتى نقل نكند . « 2 » وقتى از « مروان حكم » سؤال شد كه چرا چنين مىكنيد ؟ در پاسخ گفت : « لا يستقيم لنا الأمر إلّا بذلك ، حكومت جز به اين صورت براى ما سامان نمىيابد . » « 3 » « ابن ابى الحديد » نوشته است كه معاويه گروهى از صحابه و تابعين را بر انگيخت تا بر ضدّ « امام على عليه السّلام » احاديثى نقل كنند . از جمله آنها « ابوهريره » ، « عمرو بن العاص » ، « مغيرة بن شعبه » و « عروة بن زبير » بودند . « 4 »
هامش
( 1 ) خلافت و ملوكيّت ، صفحهء 188 تا 207 ، به نقل از تاريخ سياسى اسلام ، جلد 2 ، صفحهء 407 - 408 .
( 2 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 4 ، صفحهء 57 .
( 3 ) انساب الاشراف ، جلد 1 ، صفحهء 184 ، به نقل از تاريخ سياسى اسلام ، جلد 2 ، صفحهء 409 .
( 4 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 4 ، صفحهء 63 .