« من از جنگ با تو خوددارى كردم براى حفظ خونهاى مسلمين ، آيا از طرف تو با گروهى جنگ كنم كه تو به كشته شدن از آنها سزاوارترى ! » « 1 » هدف امام از اين جواب ، آن بود كه « خوارج » هر چند گمراهند ، امّا ضلالت و گمراهى آنها كمتر از « معاويه » و همدستان اوست .
جالب اينكه على عليه السّلام به دست خوارج شهيد شد و اين جنايت بزرگ در جهان اسلام بوسيلهء آنها رخ داد و اين كار در زمان خود آن حضرت نيز پيشبينى شده بود ، با اين حال امام عليه السّلام هر گونه انتقامجويى نسبت به آنها را در مىكند و حتّى از مبارزهء با آنان بعد از خودش نهى مىفرمايد و اين يكى از نشانههاى بارز عدالت آن حضرت است كه در تاريخ زمامداران جهان ، كمتر نظير آن ديده شده است .
بديهى است اين دستور امام عليه السّلام ناظر به زمانى است كه « خوارج » دست به شرارت و ناامنى در شهرهاى مسلمين نزنند و اگر مرتكب اين كار مىشدند مىبايست به عنوان « محارب » و « مفسد في الأرض » با آنها جنگيد .
نكتهها
1 - گمراهتر از خوارج !
بىشك « خوارج » - با اوصاف و احوالى كه در پايان جلد دوم دربارهء آنها ذكر شد و مطالب بيشترى كه غالب مورّخان اسلام پيرامون عقايد و اوصاف و زندگى آنها نوشتهاند - گروهى بسيار گمراه و سنگدل و خطرناك و منحرف بودند ، ولى امام عليه السّلام در خطبهء بالا « معاويه » و يارانش را از آنها گمراهتر مىشمرد كه اگر تنها توان مبارزه با يكى از اين دو گروه باشد ، اولويّت را در مبارزهء با « معاويه » و همدستانش مىداند .
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغهء علّامهء خويى » جلد 4 ، صفحهء 383 ، « كامل مبرّد » جلد 2 ، صفحهء 1164 .