از اينجا جواب سؤال معروفى كه بسيارى از « مفسّران نهج البلاغه » مطرح كردهاند و بعضا پاسخهاى دقيقى به آن ندادهاند ، روشن مىشود و آن اينكه : امام عليه السّلام چرا خودش با « خوارج » به مبارزه برخاست ولى يارانش را از مبارزه با « خوارج » نهى مىكند ؟ چرا خودش شمشير در ميان آنها مىنهد و اصحاب خود را از اين كار بر حذر مىدارد . ؟
پاسخ اين سؤال آن است كه شرايط زمان امام عليه السّلام با شرايط دوران بعد از او ، بسيار متفاوت بود و فرماندهء لايق و مدبّر كسى است كه شرايط مبارزه را روز به روز ، بلكه ساعت به ساعت در نظر بگيرد و هرگز جمود بر يك روش نداشته باشد .
از همهء اين امور گذشته ، علّتى كه امام عليه السّلام براى اين دستور ذكر مىكند بسيار دقيق و لطيف است ؛ مىگويد : « در مقايسهء خوارج با ظالمان شام ، نبايد فراموش كنيد كه اينها افراد نادانى بودند كه به گمان خود به طلب حق برخاستند ولى بر اثر جهل و تعصّب ، راه افراط را پيمودند و از حق تجاوز نمودند و در آن سوى حق قرار گرفتند ولى معاويه و يارانش آگاهانه به دنبال باطل رفتند و به آن رسيدند . » بنابراين ، اگر بنا باشد انسان تنها با يكى از اين دو دشمن مبارزه كند و توانايى بر پيكار هر دو نداشته باشد كدام را بايد انتخاب نمايد ؟ بىشك بايد گروه دوم را براى مبارزه برگزيند و هر گاه از مبارزه با او فراغت حاصل شد ، به مبارزه با گروه باطل اوّل برخيزد .
در حديثى كه « مبرّد » آن را در « كامل » نقل كرده چنين مىخوانيم كه : بعد از شهادت « امير مؤمنان على عليه السّلام » افرادى از سران « خوارج » ، با همكارى پيروان خود بر معاويه شوريدند و اين در حالى بود كه « معاويه » در كوفه بود ، و « امام حسن عليه السّلام » از كوفه خارج شده و عزم مدينه داشت ، معاويه كسى را به خدمت « امام حسن عليه السّلام » فرستاد كه مبارزهء با « خوارج » را بر عهده بگيرد ، « امام حسن عليه السّلام » در جواب فرمود :
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٧