نمىشود - و نخستين كسى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كرد و به ياريش برخاست ، على عليه السّلام بود .
اين سخن ممكن است ، اشاره به اخبار غيبى و حوادثى كه از چشم و گوش آنها پنهان بوده است ، بوده باشد ، زيرا گروهى از منافقان ، در صفوف مردم كوفه بودند كه هر گاه على عليه السّلام از مسائل غيبى خبر مىداد و آن را به عنوان « تعلّم من ذي علم » ( فرا گرفتن از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) معرفى مىكرد ، آن تاريكدلان كورباطن ، زبان به تكذيب مىگشودند .
و نيز مىتواند اشاره به احكام و معارف عاليهء اسلام باشد كه امام عليه السّلام آنها را از قرآن مجيد ، يا از پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله آموخته بود و افكار منافقان ، كشش درك آنها را نداشت .
در واقع - و به گفتهء « ابن ابى الحديد » - دقّت در اين سخنان و بررسى تاريخ زندگى على عليه السّلام بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشان مىدهد كه همان منافقان عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يا كسانى كه در خطّ آنها گام بر مىداشتند ، همان نسبتهايى را كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىدادند ، به على عليه السّلام نيز مىدادند . گويى حالات آن امام عليه السّلام عصارهاى از حالات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . كسى كه در سورههايى از قرآن ، مانند سورهء « برائت » دقّت كند و پاسخهايى را كه قرآن به منافقين مىدهد در نظر بگيرد ، مىبيند حال و هوايى همچون حال و هواى بعضى از خطبههاى نهج البلاغه را دارد . « 1 » روشن است كسى كه نخستين موحّد و خداپرست و تصديق كنندهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده ، هيچ گاه دروغى به خدا يا پيغمبر نمىبندد و از مسايلى كه آگاه نيست ، خبر نمىدهد . اين گونه سخنان خلاف ، از آن كسانى است كه ايمان درستى ندارند و به كانون وحى و ايمان نزديك نبودهاند . و از كانون تقوا دور ماندهاند .
به تعبير ديگر : على عليه السّلام تمام معارفى كه داشت و حتّى اخبار غيبى را كه بيان
هامش
( 1 ) با اقتباس از « شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد » ، جلد 6 ، صفحهء 129 .