مىفرمود ، به عنوان درسهايى بود كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آموخته بود ، آيا ممكن است خلافى در آنها راه داشته باشد ، در حالى كه او وفادارترين و مخلصترين و آگاهترين و باتقواترين شاگرد پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بود ؟ ! ولى منافقين كه دنبال منافع مادّى كثيف خود بودند ، به اين گونه مسايل ، هرگز توجّه نمىكردند ، چرا كه با منافع آنها در تضادّ بود ، بلكه اصرار داشتند چهرهء امام عليه السّلام را طور ديگرى نشان دهند .
امام عليه السّلام در پايان اين سخن ، كه پايان خطبه است ، مىافزايد : « نه به خدا سوگند ! اين گونه نيست ( كه منافقان كوردل مىپندارند ) بلكه آن چه گفتهام واقعيتى است كه شما از آن غايب بوديد و حضور نداشتيد ( بلكه ) اهل درك آن نبوديد » ( كلّا و اللّه ! لكنّها لهجة « 1 » غبتم عنها ، و لم تكونوا من أهلها ) .
« مادر آن گوينده به عزايش بنشيند ، اگر آنها ظرفيت مىداشتند ، اينها پيمانهاى بود ( از علوم و دانشها و معارف و الا ) كه رايگان در اختيارشان قرار مىگرفت ، و به زودى خبر آن را خواهيد دانست ! » ( ويل « 2 » امّه كيلا به غير ثمن ! لو كان له وعاء ،
« وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ »
.
منظور از جملهء ( لكنّها لهجة غبتم عنها ) - با توجّه به اين كه « لهجه » در اينجا به معناى حقايق و مطالب و اسرارى است كه از آنها مكتوم بوده - اين است كه ، تكذيب و انكار شما ، از كوتاهى افكار و پايين بودن سطح معلومات و بىخبر بودن شما از اسرارى است كه من در مكتب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آموخته و از « كتاب اللّه » استفاده كردهام ، ولى چون شما اهل آن نبودهايد ، طبق مثل معروف : « النّاس أعداء ما جهلوا ، مردم
هامش
( 1 ) « لهجه » از مادّهء « لهج » ( بر وزن فلج ) گاه به معناى ملازمت با چيزى و گاه به معناى اختلاط و آميزش و گاه به معناى علاقهء شديد به چيزى آمده است ، سپس به « لغت انسان » كه در واقع ملازم وجود او است و مجموعهاى از امور مختلط است ، اطلاق گرديده است و در جملهء بالا اشاره به اسرار و مفاهيم خاصّى است .
( 2 ) « ويل امّه » ، اين جمله تركيبى است از « ويل » كه براى نفرين و يا تعجّب مىآيد و « امّه » كه به معناى مادر او مىباشد . در صورتى كه « ويل » مرفوع خوانده شود به « امّ » اضافه شده است و در اين صورت مبتدا است و خبر آن محذوف شده و در اصل « ويل امّه ثابت او كائن » بوده است و اگر منصوب خوانده شود منادى است ( يا ويل امّه ) . در بعضى از « نسخ » به صورت يك كلمه نوشته شده است ، كه همان مفهوم را مىرساند .