« ابوجهل » و « عتبه » و « شيبه » و « وليد » و « اميّه » و « عقبة بن ابى معيط » نفرين كرد . » « عبداللّه مسعود » مىگويد : « چندان نگذشت كه كشتهء همهء آنها را در چاه بدر ديدم . » « 1 » 3 - پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به طائفهء « مضر » نفرين كرد ( قبيلهء « مضر » همان قبيلهاى بودند كه پيامبر را آزار فراوان دادند ) و عرضه داشت :
« أللّهمّ اشدد وطأتك على مضر و اجعلها عليهم كسني يوسف
، خداوندا ! مجازاتت را بر قبيلهء مضر شدّت بخش و سالهايى همچون سالهاى قحط زمان يوسف عليه السّلام بر آنها قرار ده ! » « 2 » نفرين پيامبر دربارهء آنها تحقّق يافت و خشكسالى و قحطى آنها را فراگرفت . بعد از مدّتى مردى از آن قبيله آمد و وضع پريشان آن قبيله را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كرد و استمداد نمود .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را بخشيد و براى آنها دعاى باران كرد و باران فراوانى باريد . « 3 » 4 - در حديث ديگرى آمده است كه : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از محلّى عبور مىكرد به « عمرو بن عاص » و « وليد بن عقبه » برخورد كرد كه مشغول شرب خمر و غنا بودند و شعرى را كه در آن ابراز خوشحالى از شهادت « حمزة بن عبد المطلّب » شده بود مىخواندند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر آنها نفرين كرد و عرضه داشت :
« اللّهمّ العنهما و اركسهما في الفتنة ركسا و دعّهما فى النّار دعّا
، خداوندا ! آن دو را لعنت كن و با سر ، در اعماق فتنه فرو بر و در آتش دوزخ بيفكن ! » « 4 » 5 - در حديث معروفى مىخوانيم كه : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز جنگ « بدر كبرا » مشتى سنگريزه برداشت و به سوى لشكر قريش پاشيد و گفت :
« شاهت الوجوه
، چهرهء شما زشت باد ! » چيزى نگذشت كه بادهاى شديدى به سوى لشكر قريش
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 18 ، صفحهء 57 .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 17 ، صفحهء 230 .
( 3 ) بحار الانوار ، جلد 17 ، صفحهء 230 .
( 4 ) بحار الانوار ، جلد 20 ، صفحهء 76 .