پدر تو و فاروقش عمر بود كه حق او را گرفتند و فرمان او را مخالفت كردند . « 1 » اين سخن را با آخرين نامهاى كه « على عليه السّلام » دربارهء « محمّد » به اهل مصر نوشت تكميل مىكنيم ، در اين نامه چنين آمده است : « اميرتان محمّد را به خوبى يارى كنيد و بر اطاعت و فرمان او ثابت قدم باشيد ، تا بر حوض كوثر پيامبرتان وارد شويد . « 2 » » در نامهء سى و پنجم « نهج البلاغه » در بخش نامهها خواهيم ديد ، كه على عليه السّلام مدح بليغ و تمجيد گويايى از « محمّد بن ابى بكر » مىكند .
از جالبترين فرازهاى زندگى « محمّد بن ابى بكر » اين است : هنگامى كه در « مصر » حكومت مىكرد ، نامهاى به امام امير مؤمنان عليه السّلام نوشت و در خواست بيان جامعى در امور دين كرد و امام عليه السّلام نامهء بسيار جامع و پرمعنايى براى او و « اهل مصر » مرقوم داشت ، و « محمّد » همواره اين نامه را با خود داشت و در آن نظر مىكرد و به آن عمل مىنمود ، هنگامى كه شهيد شد « عمرو عاص » آن نامه را ضمن مدارك و اسناد ديگرى كه از « محمّد » بدست آورد ، براى « معاويه » فرستاد ، « معاويه » در آن نامه نظر مىكرد و از مضامين عالى آن تعجّب مىنمود ، هنگامى كه « وليد بن عقبه » اعجاب معاويه را مشاهده كرد ، به او گفت : « اين نامهها را بسوزان » . « معاويه » به او گفت : « خاموش باش ! تو عقل و شعور كافى ندارى ! » « وليد » ناراحت شد و گفت : « تو عقل كافى ندارى . آيا اين خردمندى است كه مردم بدانند نامه و احاديث ابوتراب ( على عليه السّلام ) نزد تو است و از آنها درس آموختهاى ؟ پس چرا با او مىجنگى ؟ » معاويه گفت : « واى بر تو ، به من مىگويى دانشى اين چنين را بسوزانم ؟ به خدا سوگند ! من از آن جامعتر و استوارتر و روشنتر نشنيدهام ! » . « 3 »
هامش
( 1 ) مروج الذّهب ، جلد 3 ، صفحهء 11 .
( 2 ) امالى مفيد ، مجلس سى و يك .
( 3 ) الغارات ، جلد 1 ، صفحهء 252 .