تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
سپس فرزندش پرچم را به دست گرفت و بر لشكر معاويه حمله كرد و جنگ نمايان و شايستهء تحسينى داشت ، سرانجام اسير شد ، او را نزد معاويه آوردند ، ميان او و « معاويه » و « عمرو بن عاص » سخنان زيادى رد و بدل شد و او شجاعانه از مكتب على عليه السّلام دفاع كرد ؛ عاقبت معاويه دستور داد او را زندانى كنند . « 1 » « هاشم » از همان آغاز جوانى شجاعت نمايانى داشت . در جنگ « يرموك » كه بزرگترين پيروزى در ناحيهء شامات نصيب مسلمانان شد ، او فرماندهى بخشى از سواران لشكر اسلام را بر عهده گرفته بود و در همين ميدان بود كه يكى از چشم‌هاى خود را از دست داد و به همين دليل بود كه بعضى او را « اعور » ( صاحب يك چشم ) مىناميدند و در جنگ « قادسيّه » كه عمويش « سعد بن ابى وقّاص » فرماندهء لشكر بود ، شركت داشت . مىگويند سبب فتح مسلمين ، شجاعت و كفايت « هاشم » بود ، فتحى كه بعدا به عنوان « فتح الفتوح » ناميده شد . و در جنگ « صفّين » فرماندهء جناح چپ لشكر امير مؤمنان على عليه السّلام بود . « 2 » در حالات « هاشم » آمده است : « روزى در « صفّين » در ميان اصحاب خود ، مشغول جنگ بود كه جوانى از لشكر معاويه در حالى كه شمشير مىزد و لعن مىكرد و ناسزا مىگفت ، نزديك هاشم آمد . « هاشم » به او گفت : « اى جوان ! اين سخنانى را كه تو مىگويى و اين جنگ ( بى هدفى را ) كه دنبال مىكنى روز قيامت حساب و كتابى دارد ، از خدا بترس و به فكر زمانى باش كه خدا از تو دربارهء اين كارت سؤال مىكند ! » جوان گفت : « من با شما مىجنگم زيرا پيشواى شما آنگونه كه به من گفته‌اند ، نماز نمىخواند و شما هم نماز نمىخوانيد و براى اين با شما جنگ مىكنم كه پيشواى شما خليفهء ما را كشته است و شما او را در كشتن خليفه يارى كرديد . » « هاشم » گفت : « تو را با « عثمان » چه كار ؟ او را اصحاب پيامبر و قاريان قرآن به خاطر كارهايى كه بر
هامش
( 1 ) مصادر نهج البلاغه ، جلد 2 ، صفحهء 61 . ( 2 ) اعيان الشيعة ، جلد 10 ، صفحهء 250 ، و سفينة البحار ، مادّهء « هشم » و كتب تاريخى ديگر .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 129 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي