بعد به ازدواج « ابوبكر » درآمد و بعد از « ابوبكر » افتخار همسرى « على عليه السّلام » را پيدا كرد و چون « محمّد » در آن زمان كوچك بود ، در دامان « على عليه السّلام » و در سايهء او پرورش يافت و پرتوى از خلق و خوى آن امام بزرگوار ، در وجودش انعكاس يافت .
او در « حجّةالوداع » ( سال دهم هجرى ) تولّد يافت و در « مصر » در حالى كه 28 سال بيشتر از عمرش نمىگذشت ، شربت شهادت نوشيد و از ياران خاصّ « على عليه السّلام » و عاشقان مكتبش بود ، بعضى او را از مقرّبان آن حضرت و بعضى او را از « حواريّين » آن حضرت مىشمردند . اين تعبيرات نشانهء نهايت نزديكى او به مكتب اميرمؤمنان على عليه السّلام است .
« مسعودى » در « مروج الذّهب » نقل مىكند : هنگامى كه « محمّد بن ابىبكر » به « مصر » رسيد ، نامهاى به « معاويه » نوشت ( كه حكايت از مقام والاى معرفت و شناخت او ، نسبت به ولايت امير مؤمنان على عليه السّلام مىكند ) به اين مضمون : « بعد از حمد و ثناى خداوند ، نخستين كسى كه دعوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجابت كرد و ايمان آورد و سخن او را تصديق نمود و مسلمان شد ، برادر و پسر عمّش على بن ابى طالب عليه السّلام بود ، او رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بر همه كس مقدّم شمرد و در برابر هر حادثهاى جان خود را در برابر او سپر ساخت ، با دشمنانش جنگيد و با كسانى كه با او از در صلح درآمده بودند ، صلح نمود و همواره در تمام ساعات شب و روز و در تنگناهاى وحشت و گرسنگى از او - با جان خود - دفاع مىكرد و به جايى رسيد كه در ميان پيروان مكتبش شبيه و مانندى نداشت . . . » و جالب اين كه معاويه در پاسخ او به فضائل على عليه السّلام اعتراف كرد ، ولى با سخن شيطنتآميزى سعى كرد ، در او نفوذ كند ، نوشت : « ما فضل « على بن ابىطالب » را مىدانيم و حق او بر ما لازم است ، ولى هنگامى كه پيامبر چشم از دنيا فروبست ، اين
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٣١