را نكوهش نمىكنم ، او نهايت تلاش خود را به خرج داد و آنچه بر او بود ( و در توان داشت ) ادا كرد . » « 1 » اين كه امام عليه السّلام مىفرمايد : او مورد علاقهء من بود و در دامنم پرورش يافته بود . به خاطر اين بود كه بعد از مرگ ابوبكر ، همسرش « اسماء » مادر « محمّد بن ابىبكر » به همسرى على عليه السّلام درآمد در حالى كه « محمّد » در سنين كودكى بود و در آغوش على عليه السّلام پرورش يافت و از همان طفوليّت با محبّت و عشق على عليه السّلام آشنا شد و مراحل ولايت را به سرعت پيمود ، تا آنجا كه على عليه السّلام را پدر خود مىشمرد و حضرت نيز او را همچون فرزند خويش مىديد و به او سخت علاقه داشت .
نكتهها
1 - هاشم مرقال كه بود ؟
« هاشم » فرزند « عتبه » بود و با اين كه پدرش از دشمنان سرسخت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله محسوب مىشد ، خودش مسلمانى بسيار پرشور و باافتخار بود و از ياران بر جستهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امير مؤمنان عليه السّلام محسوب مىشد و اين سخن از او است كه به امير مؤمنان على عليه السّلام مىگفت : « به خدا سوگند ! دوست ندارم كه تمام آنچه روى زمين است و آنچه زير آسمان قرار دارد ، ملك من باشد و در برابر آن يكى از دشمنان تو را دوست داشته باشم ، يا يكى از دوستان تو را دشمن ! » او در جنگ « صفّين » در ركاب على عليه السّلام بود ، و آرزو داشت در راه خدا و در برابر امير مؤمنان عليه السّلام شربت شهادت بنوشد و بسيار شجاعانه جنگيد و از آنجا كه در امر جهاد سرعت به خرج مىداد او را « مرقال » گفتند ( زيرا « مرقال » به معناى سريع و پرتحرّك است ) و سرانجام به آرزوى خود رسيد و پس از جنگ نمايانى در ميدان صفّين شهيد شد و لشكريان على عليه السّلام و خود آن حضرت ، از شهادت او اندوهگين شدند .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 93 .