« حكمين » ظاهر شد و امام عليه السّلام را ناگزير به پذيرش پيشنهاد طرفداران اين فكر نمود و سرانجام كه آثار سوء حكميّت را ديدند ، پشيمان شدند ، ولى آن پشيمانى سودى نداشت .
امام عليه السّلام در اين سخن به طور غير مستقيم آن گروه را سرزنش مىكند كه اگر مىگذاشتند « هاشم بن عتبه » را ( كه شرح حال او در نكتهها خواهد آمد ) براى حكومت « مصر » برگزيند ، سرنوشت مصر طور ديگرى بود و اين منطقهء مهم ، به آسانى از دست نمىرفت .
ولى از آنجا كه ممكن است ، بعضى از اين سخن امام عليه السّلام چنين تصوّر كنند كه حضرت ، « محمّد بن ابى بكر » را نكوهش مىكند ، امام عليه السّلام به دنبال اين سخن مىافزايد : « در عين حال من « محمّد بن ابىبكر » را نكوهش نمىكنم ، چه اين كه او مورد علاقهء من بود و ( همچون فرزندان خودم ) در دامان من پرورش يافته بود ! » ( بلا ذمّ لمحمّد بن أبي بكر ، و لقد كان إلىّ حبيبا و كان لي ربيبا ) .
در واقع امام عليه السّلام مىفرمايد : « محمّد بن ابىبكر » در كار خود ، كوتاهى نكرد و آنچه در توان داشت به كار گرفت ، ولى توانش بيش از اين نبود ! قابل توجّه اين كه در بعضى از روايات آمده ، امام عليه السّلام هنگامى كه از شهادت « محمّد بن ابى بكر » باخبر شد ، فرمود :
« رحم اللّه محمّدا ! كان غلاما حدثا ، لقد كنت أردت أن اولّى المرقال هاشم بن عتبة مصر ، فإنّه لو ولّاها لما خلّا لابن العاص و أعوانه العرصة ، و لا قتل إلّا و سيفه في يده بلا ذمّ لمحمّد ، فلقد أجهد نفسه فقضى ما عليه
، خدا رحمت كند محمّد ( بن ابى بكر ) را ! جوان نورسى بود ، من تصميم داشتم مرقال ، « هاشم بن عتبه » را والى مصر كنم ( ولى گروهى مانع شدند ) به خدا سوگند ! اگر والى مصر شده بود ، عرصه را بر عمرو عاص و يارانش تنگ مىكرد و ( اگر شهيد مىشد ) كشته نمىشد ، مگر اين كه شمشير در دست او بود ، با اين حال « محمّد بن ابىبكر »
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٢٧