تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
متواتر محسوب مىشود « 1 » و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نه يك بار ، بلكه چندين بار و در موارد مختلف آن را بيان كرد ، به حاضران سقيفه دستور نمىداد كه قبل از هر چيز به سراغ قرآن و اهلبيت عليهم السّلام بروند و تمايلات خويش را بر سرنوشت مسلمانان حاكم نكنند ؟ آيا حديث شريف « غدير » كه به طور متواتر از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل شده ، هشدارى به گردانندگان « سقيفه » نمىداد ؟ آيا توصيه‌هاى مكرّر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از نخستين روز آشكار كردن دعوتش كه در حديث « يوم الدّار » منعكس است و به وضوح سخن از وصايت و خلافت على عليه السّلام مىگويد و يا آنچه كه در آخرين ساعات عمر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - كه داستان « قلم و دوات » است - پيش آمد ، كافى نبود كه حداقل سخنى از خلافت على عليه السّلام كه شايسته‌ترين فرد بود به ميان آيد ؟ راستى شگفت‌آور است ! ! ولى از يك نظر نيز مىتوان گفت شگفت‌آور نيست ! زيرا هنگامى كه از بيمارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوء استفاده مىكنند و از آوردن « قلم و دوات و كاغذ » براى نوشتن آخرين پيام ، جلوگيرى مىنمايند و حتّى زشت‌ترين كلمات را دربارهء پاك‌ترين فرزندان آدم عليه السّلام يعنى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر زبان جارى مىكنند ، پيدا است از قبل تصميماتى دربارهء خلافت گرفته‌اند كه هيچ چيز حتّى سخنان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نمىتواند مانع آن شود . چه مىتوان كرد ؟ مسألهء مقام است كه انسان را به سوى
هامش
( 1 ) اين حديث را حداقل « بيست و سه نفر » از صحابهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از شخص پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بلا واسطه نقل كرده‌اند كه براى اطلاع از نام آنها و تعبيرات مختلفى كه در روايات آنها آمده است ، مىتوانيد به جلد نهم « پيام قرآن » صفحهء 62 تا 79 و يا خلاصهء « عبقات الانوار » ، جلد 2 ، صفحهء 105 تا 242 و « احقاق الحق » جلد چهارم ، صفحهء 438 و كتب معروف ديگرى مانند « سيرهء حلبى » ، « مستدرك حاكم » ، « صواعق » ، « اسد الغابه » و « سنن بيهقى » مراجعه نماييد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 121 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي