تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
« عمر » هنگامى كه در مراسم حج شركت داشت از بعضى شنيد كه مىگفتند : « اگر عمر از دنيا برود با فلان كس « 1 » بيعت خواهيم كرد . » عمر سخت از اين سخن ناراحت شد ، هنگامى كه به مدينه آمد به منبر رفت و خطبه‌اى خواند ، سپس همين سخن را براى مردم بازگو كرد و افزود : « هيچ كس حق ندارد چنين سخنى را بگويد كه بيعت ابوبكر بدون مشورت مسلمين انجام شد و يك امر تصادفى و بدون مطالعه بود ، پس ما همچنين مىكنيم ، آرى ! اين كار بدون دقّت صورت گرفت و خداوند مسلمين را از شرّ آن نگاه داشت » إنّما كانت بيعة أبي بكر فلتة و تمّت . . . و لكنّ اللّه وقى شرّهاسپس افزود : « اين كار نبايد تكرار شود ، هر كس بدون مشورت مسلمانان با كسى بيعت كند نبايد با او و با كسى كه با او بيعت كرده است ، بيعت نمود ، مبادا در معرض قتل قرار گيرند . آرى هنگامى كه خداوند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را قبض روح كرد « طائفهء انصار » با ما مخالفت كردند و در « سقيفهء بنى ساعده » اجتماع نمودند و « على » و « زبير » و كسانى كه با آن دو بودند ، با ما مخالفت كردند ، مهاجران به سراغ « ابوبكر » آمدند ، من به « ابوبكر » گفتم با ما بيا به سراغ برادرانمان از انصار برويم ، هنگامى كه به آنها نزديك شديم دو نفر جلو آمدند و گفتند : كجا مىرويد اى مهاجران ؟ گفتيم : به سراغ برادرانمان از انصار مىرويم ، گفتند : نزديك آنها نشويد و كار خود را تمام كنيد . ما گوش به اين سخن نداديم تا اين كه نزد آنها در « سقيفهء بنى ساعده » جمع شديم ، در آنجا مردى را ديدم كه در جامه‌اى پيچيده شده بود ، سؤال كردم او كيست ؟ گفتند : « سعد بن عباده » است . گفتم : چرا چنين است ؟ گفتند : بيمار است ، چيزى نگذشت كه خطيب انصار برخاست و خطبه‌اى خواند ( و عمر محتواى آن خطبه را شبيه آنچه از طبرى نقل كرديم - منتهى به صورت فشرده‌تر - نقل مىكند ) .
هامش
( 1 ) ظاهرا منظور از فلان كس ، على عليه السّلام است ، زيرا اين سخن را « زبير » گفته بود كه اگر « عمر » بميرد ما با على عليه السّلام بيعت مىكنيم ، ( شرح بخارى قسطلانى ، جزء 11 ، صفحهء 352 ، به نقل از بلاذرى در انساب الاشراف ) .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 118 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي