خود جذب مىكند و همه چيز را پشت پردهء فراموشى قرار مىدهد . « 1 » اينجاست كه عمق كلام مولا على عليه السّلام در خطبهء بالا مشخص مىشود كه فرمود :
« گردانندگان سقيفه درخت را گرفتند و ميوهء آن را ضايع كردند » إحتجّوا بالشّجرة ، و أضاعوا الثّمرة .
هامش
( 1 ) حديث « قلم و دوات » يا « قلم و قرطاس » از عجيبترين احاديثى است كه در امر خلافت نقل شده است و جالب اين كه اين حديث در معروفترين منابع اهل سنّت يعنى « صحيح بخارى » ديده مىشود . در اين كتاب در باب « مرض النبى صلّى اللّه عليه و آله » از « سعيد بن جبير » از « ابن عبّاس » نقل شده كه مىگفت : « هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آستانهء رحلت از دنيا ، قرار گرفت و اطراف حضرت گروهى حاضر بودند ، فرمود :
« هلمّوا أكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعده
، ( قلم و دوات و كاغذى ) بياوريد تا نامهاى براى شما بنويسم كه به بركت آن بعد از آن هرگز گمراه نشويد . » فقال بعضهم إنّ رسول اللّه قد غلبه الوجع و عندكم القرآن حسبنا كتاب اللّه ، بعضى از حاضران گفتند : « بيمارى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غلبه كرده ( و العياذ باللّه هذيان مىگويد ) و نزد شما قرآن است و قرآن براى ما كافى است » در ميان حاضران غوغا و اختلاف افاد ، بعضى مىگفتند : « بياوريد تا حضرت بنويسد و هرگز گمراه نشويد ! » و بعضى غير از آن را مىگفتند ، هنگامى كه سر و صدا و غوغا و اختلاف فزونى گرفت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ( با ناراحتى شديد ) فرمود : « برخيزيد و از نزد من برويد . » اين حديث به طرق مختلف و با تعبيرات گوناگون در همان صحيح بخارى نقل شده است ( صحيح بخارى ، جلد ششم ، باب مرض النّبى صلّى اللّه عليه و آله و وفاته ، صفحهء 12 ، چاپ دارالجيل بيروت . ) در اين كه چه كسى اين سخن بسيار ناروا را دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت در صحيح مسلم آمده است : گويندهء اين سخن عمر بود ، در آنجا كه مىگويد : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خواست « قلم و دوات و كاغذ » كرد تا پيامى بنويسد كه هرگز مسلمانان گمراه نشوند « قال عمر إنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قد غلب عليه الوجع و عندكم القرآن حسبنا كتاب اللّه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيمارى بر او غلبه كرده و چنين سخنانى مىگويد قرآن نزد شما است و قرآن براى ما كافى است » . و در همان كتاب و همچنين صحيح بخارى آمده است كه « ابن عبّاس » پيوسته بر اين ماجرا افسوس مىخورد و آن را مصيبتى بزرگ مىشمرد كه به عنوان رزيّة يوم الخميس ( : مصيبت بزرگ روز پنجشنبه ) - همان روزى كه اين جريان در آن واقع شد - ياد مىكرد ( صحيح مسلم ، جلد 3 ، كتاب الوصية ، باب 5 ، صفحهء 1259 ، چاپ دار احياء التراث العربى ) .