تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
همين كار را خواهم كرد » و چيزى نگذشت كه به « شام » منتقل شد و مدتى در آنجا بود ، سپس دارفانى را وداع گفت ، در حالى كه نه با ابوبكر بيعت كرد و نه با عمر . « 1 » در اينكه سبب مرگ « سعد » چه بود ؟ مشهور آن است كه او را ترور كردند و گفته مىشود : قاتل او « خالد بن وليد » بود و نيز گفته مىشود : اين كار به فرمان « عمر » صورت گرفت ، و عجب اينكه « خالد » و يك نفر ديگر ، شبانه در تاريكى براى كشتن او كمين كردند و با دو تير ، كار او را ساختند ، سپس جسد او را در چاهى افكندند و در ميان عوام شايع كردند كه جنّيان « سعد بن عباده » را كشتند و بعد كه بدن او را در آن چاه پيدا كردند - در حالى كه رنگ او به سبزى گراييده بود - گفتند : « اين هم نشانهء كشتن جنّيان است » ! جالب اينكه مىگويند : كسى به « مؤمن طاق » ( محمّد بن نعمان احول ) - كه از شيعيان مبارز و مجاهد بود و داستان‌هاى او در دفاع از مكتب اهل بيت عليهم السّلام معروف است - گفت : « چرا على عليه السّلام به مبارزهء با ابوبكر در امر خلافت برنخاست ؟ » او در جواب گفت : « فرزند برادر ! مىترسيد جنّيان او را بكشند ! » « 2 » مرحوم « علّامه امينى » نيز با تعبير كنايى زيبايش مىگويد : « بيعت ابوبكر با تهديد و زير برق شمشيرها صورت گرفت و مردانى از جنّ نيز با آنها همراهى مىكردند همانها كه « سعد بن عباده » را ترور كردند ! و كان من حشدهم اللّهام رجال من الجنّ رموا سعد بن عبادة ، أمير الخزرج . « 3 » جالب اينكه بسيارى از مطالب بالا كه در « تاريخ طبرى » آمده است در « صحيح بخارى » نيز از قول عمر بن خطّاب نقل شده است .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 10 ( 2 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 17 ، صفحه 223 . ( او اين سخن را به عنوان يكى از ايرادات شيعيان بر ابوبكر ذكر مىكند ، زيرا بعضى معتقدند كه ابوبكر دستور قتل سعد را صادر كرد ) . ( 3 ) الغدير ، جلد 9 ، صفحهء 379 ( « لهام » به معناى لشكر عظيم است ) .