گر ملولى زما ترش منشين * كه تو هم در ميان ما تلخى ! »
و اگر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم توانست رهبرى اقوام جاهلى را بر عهده بگيرد ، به اين دليل بود كه آنها ، تربيتش را پذيرفتند و خلق و خوى او را در خود زنده كردند . به همين دليل ، پيامبرانى كه اين توفيق نصيبشان نشد ، از پيروان خود ، ملول گشتند و پيروان هم ، وجود آنها را تحمّل نكردند .
فراموش نكردهايم كه قوم لوط ، سر تا پا آلوده ، از آن پيامبر بزرگ ، به جرم پاكدامنىاش ابراز تنفّر كردند و گفتند : « لوط و پيروانش را از شهر و ديار خود بيرون كنيد كه اينها ، مردمى هستند كه پاكدامنى را مىطلبند ( و با ما همصدا نيستند . » « 1 » حضرت ، سپس آنها را چنين نفرين مىكند :
خداوندا ! به جاى آنان ، افرادى بهتر به من عنايت فرما و به جاى من ، بدتر از من ، بر سر آنها مسلّط فرما ! ( فأبدلني بهم خيرا منهم ، و أبدلهم بي شرّا منّي ! ) چرا كه نه آنها ، پيروانى شايسته براى اين پيشوا هستند و نه من ، پيشوايى مناسب براى آنها ، و حكمت پروردگار ايجاب مىكند ، اكنون كه آنها از كورهء آزمايش ، روسياه به در آمدند ، اين نعمت الهى از آنها گرفته شود و در فقدانش ، گرفتار انواع درد و رنج شوند .
و چه زود ، اين نفرين امام در حق آنها ، تحقّق يافت ، بنى اميّه ، با مأموران خونخوار و سنگدل و جانى ، بر آنان مسلّط شدند و چنان كردند كه در تاريخ ، بىنظير و يا كم نظير است .
و از عجايب اين كه در تواريخ اسلامى آمده است : در همان زمان كه امام ، اين نفرينها ، را كرد ( يا با فاصلهء كمى ) حجّاج بن يوسف - آن جنايتكار بىنظير تاريخ - متولّد شد ، « 2 » البته پيش از به قدرت رسيدن حجّاج نيز ، مردم عراق و كوفه ، كفّارهء جرايم خود را مىدادند ، ولى در عصر حكومت حجّاج ، به اوج خود رسيد .
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 82 .
( 2 ) منهاج البراعه ، جلد 3 ، صفحهء 358 ، مسعودى - از مورّخان مشهور - تصريح مىكند كه حجاج ، در سال 41 متولد و در سال 95 در سنّ 54 سالگى ، به جهنّم و اصل شد .