بديهى است كه منظور از جملهء ( أبدلهم بى شرّا منّى ) اين نيست كه من بدم و از من بدتر را بر آنها مسلّط كن ، بلكه اين ، تعبيرى است كه در مقايسهء خوب مطلق با بد مطلق نيز گفته مىشود . در سورهء فرقان بعد از اشاره به عذابهاى بسيار دردناك دوزخ مىفرمايد :
« قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ »
، بگو : آيا اين ( عذابهاى دردناك ) بهتر است يا بهشت جاويدان كه به پرهيزگاران وعده داده شده است ؟ » .
و به تعبير ديگر ، نه كوفيان و مردم عراق ، در آن عصر ، خوب بودند كه امام بهتر از آنها را از خدا بخواهد و نه امام - العياذ باللّه - بد بود كه خداوند ، بدتر از او را بر آنها مسلّط كند و در اين گونه موارد ، صيغهء افعل تفضيل ، مفهوم معمول خود را از دست مىدهد و براى مقايسه دو چيز متضاد ذكر مىشود .
اين نفرين امام ، در حقيقت ، شبيه نفرينى است كه در قرآن مجيد ، از پيامبر بزرگ الهى ، نوح ، نقل شده است : «
« رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً »
، پروردگارا ! هيچ يك از كافران را بر روى زمين ، باقى مگذار ! » . « 1 » حضرت ، سپس به نفرين خود چنين ادامه مىدهد :
« خداوندا ! دلهاى آنها را ذوب كن آن گونه كه نمك در آب ذوب مىشود ، « اللّهمّ مث قلوبهم كما يماث الملح في الماء . » اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از ذوب شدن قلب ، هجوم انبوه غم و اندوهها بر دل باشد ، به شكلى كه عواطف انسان را سخت جريحهدار كند ، بگونهاى كه از آن تعبير شود به اين كه : قلب آب شده است .
شبيه به اين معنا در خطبهء 27 ( خطبهء جهاد ) نيز آمده است كه امام عليه السّلام مىفرمايد :
و اللّه ، يميت القلب و يجلب الهمّ من اجتماع هؤلاء القوم على باطلهم و تفرّقكم عن حقّكم ، به خدا سوگند ! اين جريان ، قلب انسان را مىميراند و اندوه و غم به بار مىآورد كه آنها در مسير باطل خويش ، متّحدند و شما ، در راه حق ، پراكنده و متفرّق .
هامش
( 1 ) سورهء نوح ، آيهء 26 .