بديهى است كه منظور از آب شدن دلها ، ضايع شدن عقل و هوش و درايت است . در واقع ، مفهوم جمله ، اين است كه عقل و هوش را به خاطر نافرمانىها و نفاق و دو رويى و كوتاهى و كار شكنى ، از آنها بگير تا در زندگى ، حيران و سرگردان شوند . اين تعبير ، در آيات و روايات فراوانى آمده است كه قلب ، به معناى عقل و درايت و يا كانون عقل و درايت است . از جمله ، در آيهء 25 سورهء انعام مىخوانيم :
«
« وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ »
، ما ، بر قلبهاى آنها ، پردهها افكنديم تا آن ( قرآن ) را درك نكنند » .
در حقيقت ، يكى از بزرگترين مجازاتهاى الهى - كه در قرآن مجيد و روايات ، نسبت به افراد سركش و منافق به آن اشاره شده - همين مجازات است كه انسان ، حقايق را آن چنان كه هست ، نبيند و نشنود و درك نكند و در بيراههها ، سرگردان و هلاك شود .
سپس امام عليه السّلام در آخرين جملههاى اين خطبه ، آرزو مىكند كه اى كاش ، به جاى انبوه لشكريان ضعيف و ناتوان ، افراد كمى از قبيله بنى فراس - كه به شجاعت و وفادارى معروف بودند - مىداشت ، او مىفرمايد : « آگاه باشيد ! به خدا سوگند ! دوست داشتم به جاى شما ، يك هزار مرد سوار از قبيلهء بنى فراس بن غنم ( كه شجاع و وفادارند ) مىداشتم » . ( تا با كمك آنان ، دشمنان حق و عدالت را بر سر جاى خود مىنشاندم ) ، ( أما - و اللّه ! لوددت أنّ لي بكم ألف فارس من بني فراس بن غنم ) .
سپس امام عليه السّلام به اين شعر در وصف آنان متمثّل مىشود :
هنالك ، لو دعوت أتاك منهم * فوارس مثل أرمية الحميم
معناى شعر اين است كه اگر آنها را بخوانى ، سوارانى مانند ابرهاى تابستانى ، ( سريع و تند ) ، به سوى تو مىآيند ! و به گفتهء شاعر فارسى زبان :
چو آن ابر سريع السّير كم آب * پى دشمن كشى بىصبر و بىتاب
سپس امام عليه السّلام ( خطبه را پايان داد ) و از منبر فرود آمد ، ( ثم نزل عليه السّلام من المنبر ) .