خطبه در يك نگاه
امام ، در اين خطبه ، مخالفان حق را به شدّت تهديد مىكند و از عزم راسخ خود نسبت به جنگ و ستيز با آنان پرده برمىدارد و آنها را از هر گونه سازش سياسى و معامله كردن بر سر حق و عدالت ، مأيوس مىكند . سپس پيرامون خود را با چندين اندرز و توصيهء مهم براى همراهى با او در اين راه ، آماده مىسازد .
بعضى معتقدند كه اين ، در واقع ، پاسخى است به كسانى كه به آن حضرت خرده مىگرفتند كه چرا با مخالفانش ، سازش نمىكند و با پرداختن رشوه و . . . آنها را به تسليم وا نمىدارد . امام ، با اين سخن ، روشن مىكند كه او اهل اين گونه معاملات نيست . « 1 »
شرح و تفسير
سازشكار نيستم ، وقت شناسم !
امام ، در نخستين جملههاى اين خطبه ، عزم راسخ خود را در پيكار با مخالفان حق ، آشكار مىسازد و مىفرمايد : « به جان خودم سوگند ! در مبارزه با مخالفان حق و آنان كه در گمراهى غوطهورند ، هيچ گونه مجامله و مدارا نمىكنم و سستى به خرج نمىدهم ، و لعمري « 2 » ! ما عليّ من قتال من خالف الحقّ و خابط « 3 »
هامش
( 1 ) مفتاح السعادة فى شرح نهج البلاغه ، جلد ، صفحهء 112 .
( 2 ) « لعمرى » و « عمر » و « عمر » و « عمر » ، به معناى « مدّت زندگى » ، است و به هنگام قسم ، عمر ( به فتح عين ) گفته مىشود در اينجا ، « لعمرى » ، مبتدأ و خبرش ، محذوف است و در اصل : « لعمرى قسمى » ( به عمرم سوگند - كه ما ، در فارسى ، « به جانم سوگند » مىگوئيم ) است . در مجمع البحرين ، در اينجا سؤالى مطرح مىكند و آن اين كه چه گونه اين جمله ، در قرآن به كار رفته و به غير خداوند ، سوگند ياد شده است در حالى كه قسم ، تنها ، به ذات پاك خداوند ياد مىشود ؟ و در پاسخ مىگويد : كه اين قسم ، حقيقى نيست ، بلكه صورت قسم است و يا اين كه در تقدير چنين است : « بواهب عمرى و عمرك » ، يعنى ، سوگند به كسى كه عمر و جان ، به من و تو بخشيده است .
( 3 ) « خابط » از مادّهء « خبط » به معناى « زدن » يا « زدن نامنظّم » است . اين واژه ، در مورد شتر ، هنگامى كه نامنظم راه مىرود ، به كار مىرود .