نمىتوانند تنها به الفاظ قناعت كنند و نيّت آن نيز همراه آن سخن به طور اجتناب ناپذير خواهد بود ، به همين دليل هر گاه كسى را مجبور به اجراى صيغهء طلاق كنند معمولا موقع اجراى صيغه هم قصد لفظ را مىكند و هم قصد معنى را ، هر چند طلاق به خاطر اكراه باطل است ولى قصد انشا در آن هست و لذا فقهاء در اين گونه موارد براى ابطال طلاق ، به عدم قصد معنى استناد نمىكنند ، بلكه به اكراه استناد مىنمايند ، ( دقت كنيد ) .
در مورد سبّ و دشنام نيز مسأله همين طور است ، به هنگام اجبار هر دو را قصد مىكنند هم لفظ و هم معنى را ، چون قادر به تفكيك اين دو از هم نيستند .
بديهى است قصد سب بسيار بد است ، ولى قصد برائت بسيار بدتر از آن مىباشد ، زيرا مفهوم اوّلى نفى احترام يك انسان است و مفهوم دومى ابراز بيزارى از مكتب و آئين او يعنى اسلام مىباشد و هيچ مسلمانى اين كار را نمىكند .
دليلهاى سه گانهاى كه امام عليه السّلام براى نهى از تبرّى جستن فرموده ، نيز شاهد اين مدّعاست .
شايان توجه اين كه امام عليه السّلام - همان گونه كه در بالا اشاره شد - در مقام نهى از تبرّى جستن ، به سه چيز اشاره مىكند :
نخست اين كه مىگويد : « من بر فطرت توحيد زاده شدهام » . ( فانّى ولدت على الفطرة ) ، در حالى كه طبق آيهء قرآن و روايات اسلامى همهء انسانها بر فطرت توحيد متولّد مىشوند ، اين چه امتيازى است كه امام به آن اشاره فرموده است ؟
با توجه به يك نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود ، و آن اين كه بسيارى از مردم با اين كه با فطرت توحيد متولّد مىشوند تحت تأثير پدر و مادر غير موحّد يا جوامع آلودهء به شرك به زودى از راه توحيد منحرف مىگردند ، در حالى كه امام عليه السّلام در آغوش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرورش يافت و از دست او غذا مىخورد و در سايهء او تربيت مىشد بگونهاى كه كمترين گرد و غبار شرك و جاهليت عرب ، بر دامان او ننشست و از مادرى پاك و با ايمان و پدرى موحّد تولّد يافت ، آن هم در زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤٦