دوران آمادگى براى رسالت را مىگذراند ، صداى فرشتگان را مىشنيد و نور عالم بالا را مشاهده مىكرد .
« ابن ابى الحديد » در شرح « نهج البلاغهء » خود نقل مىكند كه در روايتى آمده است : آن سالى كه على عليه السّلام در آن تولّد يافت همان سالى است كه مقدمات رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن سال شروع شد ، صداى زمزمهء ( توحيد را از ) سنگها و درختان مىشنيد ، پردهها از مقابل چشم او كنار رفت ، نورهاى تازه و افراد تازهاى را مشاهده مىكرد ( اشاره به فرشتگان است ) ولى هنوز دستور خاصّى به آن حضرت داده نشده بود .
پيامبر آن سال را سال بركت شمرد و آن را به نام « سنة الخير و سنة البركة » ناميد و در آن شب ولادت على عليه السّلام وقتى كه قدرت الهى و كرامات بىسابقهء پروردگار را مشاهده نمود چنين فرمود : « لقد ولد لنا اللّيلة مولود يفتح اللّه علينا به ابوابا كثيرة من النّعمة و الرّحمة ، امشب فرزندى براى ما ديده به جهان گشود ، كه خداوند به بركت او درهاى بسيارى از نعمت و رحمت را بر ما باز كرد . » « 1 » ديگر اين كه : « من سبقت در ايمان داشتم » ( و سبقت الى الايمان ) .
امت اسلامى متّفقند كه از ميان زنان نخستين كسى كه ايمان آورد « خديجهء كبرى » بود و در ميان دانشمندان اسلامى اعمّ از سنّى و شيعه مشهور و معروف اين است كه نخستين كسى كه از ميان مردان ايمان آورد على عليه السّلام بود ، بلكه به گفتهء « ابن ابى الحديد » هيچكس از علماى اسلام در اين مسأله ترديد ندارد « 2 » .
با توجه به اين كه در شرح و تفسير خطبه 71 شواهد و قرائن لازم براى اين مسأله ذكر خواهد شد فعلا از آن صرفنظر مىكنيم .
و سومين دليل اين كه : « من پيشگام در هجرت بودم » ( و الهجرة ) .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه امام پيشگام در هجرت بود ، زيرا اگر
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 4 ، صفحهء 115 به بعد .
( 2 ) همان مدرك ، صفحهء 122 .