براى آن ندارد و به گفتهء شاعر عرب :
أ على المنابر تعلنون بسبّه * و بسيفه نصبت لكم أعوادها
« آيا بر منبرها آشكارا او را دشنام مىدهيد در حالى كه چوبهء اين منبرها با شمشير او براى شما بر پا شد » « 1 » .
جالب توجه اين كه طرفداران معاويه نيز به اين حقيقت « كه اين بدعت را براى تحكيم غاصبانه و ظالمانه خود گذاردهاند » اعتراف كردهاند ، از جمله اين كه كسى از مروان سؤال كرد : چرا على را بر منابر دشنام مىگوييد ؟
او در جواب گفت : « إنّه لا يستقيم لنا الأمر إلّا بذلك » « كار حكومت ما بدون آن ( يعنى سب على ) سامان نمىيابد » « 2 » سپس امام در برابر اين بدعت وقيحانه ، به يارانش چنين دستور مىدهد : « اما بدگويى را ( به هنگام اجبار دشمن ) به شما اجازه مىدهم چرا كه اين موجب فزونى مقامات معنوى من و باعث نجات شماست ، ولى در مورد بيزارى جستن ، هرگز از من بيزارى مجوييد زيرا من بر فطرت پاك توحيد تولّد يافتهام و در « ايمان و اسلام » و « هجرت » بر ديگران پيشى گرفتهام » ! ( فأمّا السّبّ فسبّوني ، فإنّه لي زكات ، و لكم نجاة و أمّا البراءة فلا تتبرّأوا منّي ، فإنّي ولدت على الفطرة ، و سبقت إلى الإيمان و الهجرة ) .
آيا امر به سب ، امر واجب الزامى است يا فقط جنبهء اباحه دارد ، ظاهر آن ، امر الزامى است به خاطر اين كه مايهء حفظ خون شيعيان راستين و رساندن دعوت مكتب اهل بيت به آيندگان شد .
ولى با توجه به اين كه طبق تعبير علماى اصول ، امر در جايى آمده است كه احتمال ممنوعيت ( توهّم خطر ) وجود دارد ، ظهور در الزام نخواهد شد و تنها اباحه را مىرساند بنا بر اين كسانى همچون « رشيد هجرى » و « ميثم تمّار » و « قنبر » و « سعيد بن جبير » كه مقاومت كردند و حاضر نشدند كمترين اهانتى به ساحت مقدّس مولى على عليه السّلام كنند و در همين راه شربت شهادت نوشيدند ، نه تنها كار خلافى
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 45 ، صفحهء 137 .
( 2 ) الغدير ، جلد 10 ، صفحهء 264 .