گذشته از اين ، بدعتهايى در اسلام گذاشت كه اگر ادامه مىيافت اسلام به كلّى دگرگون مىشد .
اضافه بر اينها او دستور سبّ امير مؤمنان عليه السّلام را صادر كرده بود ، همان كسى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بارهاش فرموده بود : « من سبّ عليّا فقد سبّني » كسى كه على را دشنام دهد مرا دشنام داده » و به يقين كسى كه رسول اللّه را سب كند مهدور الدّم است « 1 » .
امام عليه السّلام در اين سخن ، از بعضى از حوادث آينده پرده برداشته و بروشنى بيان مىفرمايد كه آنها موفق به قتل او نخواهند شد ، و اين از علم غيبى است كه امام عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آموخته بود .
در ادامهء اين سخن ، از يكى ديگر از حوادث آينده پرده بر مىدارد و مىفرمايد :
« آگاه باشيد او به شما فرمان مىدهد كه مرا دشنام دهيد ! و از من بيزارى جوييد ! » ( ألا و إنّه سيأمركم بسبّي و البراءة منّي ) .
اين نشان مىدهد كه تا چه حدّ معاويه كينهتوز و حريص بر مقام بود ، او مىدانست فضايلى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بارهء على عليه السّلام گفته است و همهء اصحاب و ياران شنيدهاند شرق و غرب جهان را فرا خواهد گرفت و هر يك از اين احاديث دليلى بر بىاعتبارى حكومت او و باطل بودن ادعاهاى اوست ، به همين دليل ، براى جلوگيرى از اين خطر نخست تلاش كرد كه مردم شام از اين احاديث بىخبر بمانند و نقل آنها را به كلّى ممنوع ساخت .
از سوى ديگر ، دستور سبّ و دشنام آن حضرت را در منابر و در خطبههاى نماز جمعه رواج داد و خطباى مزدورش را مجبور به اين كار ساخت ، بديهى است جايى كه مجبور به سبّ امام باشند هرگز قدرت بر ذكر فضائل او نخواهند داشت و اين يكى از زشتترين بدعتهاى معاويه بود كه هيچ توجيهگر متعصّبى نيز توجيهى
هامش
( 1 ) اين حديث را « حاكم » در كتاب « مستدرك الصحيحين » جلد اول ، صفحهء 121 ، ( چاپ حيدر آباد ) ذكر كرده است .