منظور هجرت از مكّه به مدينه است ، كه سرآغاز تاريخ اسلام شد و هر جا هجرت بدون ذكر قرينهء خاصّى گفته مىشود ذهنها متوجه آن مىشود ، امام عليه السّلام نخستين مهاجر نبود ، چرا كه مىدانيم « ابو بكر » به هنگام هجرت ، « پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » را همراهى مىكرد .
در پاسخ اين سؤال مىگوييم : اوّلا على عليه السّلام از همان لحظهء اول آماده بود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را همراهى كند و اين كه زمان كوتاهى در مكه ماند صرفا به دستور خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود كه مىخواست در آن شب تاريخى يعنى « ليلة المبيت » على عليه السّلام در جاى او بخوابد تا مشركان از نقشهء هجرت آگاه نشوند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سلامت از مكّه بيرون رود و از اين گذشته ، على عليه السّلام مأمور بود امانتهاى مردم را كه نزد پيامبر بود به آنها بسپارد و زنانى از نزديكان پيامبر را همراه بردارد و در نخستين فرصت حركت كند ، بنا بر اين او در امر هجرت پيشگام بود و اگر چند روزى تأخير افتاد تنها به فرمان پيغمبر بود .
جالب اين كه طبق گفتهء « شيخ طوسى » در « امالى » على عليه السّلام در دومين شبى كه پيغمبر در غار بود به ديدار پيغمبر در غار شتافت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام دستور داد كه دو شتر براى او و همراهش آماده سازد و مخفيانه به نزديكى غار بياورد ، ابو بكر گفت من شتر را قبلا آماده كردم پيامبر به على عليه السّلام دستور داد پول شترهاى ابو بكر را بپردازد و على عليه السّلام چنين كرد « 1 » » و اين نشان مىدهد كه على عليه السّلام در هر مرحله براى همراهى پيامبر آمادگى داشت و جز به دستور او در مكّه نماند . ثانيا :
گروهى كه در نخستين مرحله به پيغمبر پيوستند آنها را سابقين و پيشگامان در هجرت مىنامند و على عليه السّلام از آنان بود « 2 » .
هامش
( 1 ) « امالى » « شيخ طوسى » ، جلد 2 ، صفحهء 82 و « بحار » ، جلد 19 ، صفحهء 63 .
( 2 ) بعضى از مفسران « نهج البلاغه » تفسيرهاى ديگرى نيز براى اين سخن گفتهاند از جمله اين كه منظور از هجرت در اينجا هجرت به « طائف » است كه على عليه السّلام پيغمبر را همراهى مىكرد و يا اين كه منظور از مهاجران كسانى هستند كه بعد از هجرت پيغمبر به او پيوستند .