بردگان تسليم نمىشوم ، ( بلكه مىجنگم و سربلند شربت شهادت را مىنوشم ! « 1 » ) » .
و هنگامى كه در اثناء راه كربلا با لشكر حر روبرو شد و آنها را تشنه يافت ، و مطابق راه و رسم جوانمردان دشمن را سيراب كرد ، حرّ بن يزيد رياحى به گمان خودش از سر خير خواهى و نصيحت عرض كرد : « با يزيد پنجه در نيفكن كه جان نازنينت به خطر خواهد افتاد ! » امام عليه السّلام در جواب فرمود : « أ فبالموت تخوّفنى ؟ ، آيا مرا به مرگ و شهادت مىترسانى ؟ ! » من همان را مىگويم كه شاعر قبيلهء اوس در حالى كه تصميم به يارى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرفته بود و پسر عمويش او را از اين كار بر حذر داشت گفت :
سأمضى فما بالموت عار على الفتى * اذا ما نوى حقّا و جاهد مسلما !
و واسى الرّجال الصّالحين بنفسه * و فارق مثبورا و باعد مجرما
فان عشت لم اندم و ان متّ لم ألم * كفى بك ذلّا ان تعيش و ترغما
« من از اين راه مىروم و مرگ بر جوانمردان عار نيست » ! « جوانمردى كه نيّتش حق است ، و مسلمان است و جهاد مىكند » ، « و با مردان صالح در فدا كردن جان همراهى و مواسات دارد » ، « و از افراد بىايمان و گنهكار فاصله گرفته است » ، « من اگر زنده بمانم پشيمان نيستم ، و اگر در اين راه بميرم ملامت نخواهم شد ! » « ذلّت براى تو ( و امثال تو ) است كه زنده بمانى و سرافكنده باشى ! « 2 » » اين شعار حيات آفرين اسلامى با تعبير ديگرى در قرآن مجيد آمده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ »
، « بگو آيا در بارهء ما جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد ( يا پيروزى يا شهادت ) ولى ما انتظار داريم كه خداوند عذابى از سوى خودش ( در آن جهان ) به شما برساند يا ( در
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 45 ، صفحهء 7 .
( 2 ) ارشاد مفيد ، جلد دوم ، صفحهء 81 ، طبع آل البيت .