جنبهء معنوى دارد و بعضى جنبهء مادى : نخست اين كه « در سايهء حكومت او مؤمن به كار خويش ادامه مىدهد ( و راه خود را به مقام قرب الى اللّه مىپيمايد ) ( يعمل في إمرته « 1 » المؤمن ) . « 2 » دوم اين كه : « كافر نيز در حكومت او ( از مواهب مادى ) بهرهمند مىشود ، ( و به زندگى مادى دنيوى خود ادامه مىدهد ) ( و يستمتع فيها الكافر ) .
سوم اين كه : « خداوند به مردم فرصت مىدهد كه در دوران حكومت او زندگى طبيعى خود را تا پايان ( در سلامت نسبى ) طى كنند » . ( و يبلّغ اللّه فيها الأجل ) .
چهارم اين كه : « به وسيله او اموال بيت المال جمعآورى مىگردد » . ( و هزينههاى دفاعى و عمرانى و انتظامى فراهم مىشود ) ( و يجمع به الفيء ) . « 3 » پنجم اين كه : « به كمك او با دشمنان مبارزه مىشود » . ( و يقاتل به العدوّ ) .
ششم اين كه : « به وسيلهء او جادهها امن و امان مىگردد » . ( و تأمن به السّبل ) .
و هفتم اين كه : « حقّ ضعيفان به كمك او از زورمندان گرفته مىشود » . ( و يؤخذ به للضّعيف من القويّ ) .
و در سايهء انجام يافتن اين وظائف هفتگانه از سوى حكومت اين نتيجهء نهايى حاصل مىگردد كه « نيكوكاران در رفاه خواهند بود و از دست بدكاران در امان مىباشند » . ( حتّى يستريح برّ و يستراح من فاجر ) .
تاريخ سياسى جهان ، نشان مىدهد كه در گذشته و حتّى در زمان حال اقليتى بودند كه طرفدار نفى حكومت و حاكميتها بودند - و به ادلّهء سست و واهى آنها در بحث آينده اشاره خواهيم كرد - خوارج نيز از چنين تفكّر خام و ناپختهاى طرفدارى
هامش
( 1 ) « امرة » ( بر وزن عبرة ) مصدر يا اسم مصدر است ، از مادهء امر كه به معنى فرمان دادن و گاه به معنى حكومت كردن آمده است و امرة در اينجا به معنى حكومت است .
( 2 ) واضح است كه ضمير در « إمرته » به مطلق امير بر مىگردد اعم از برّ و فاجر ، و همچنين ضمير در « فيها » به امارت مطلق امير بر مىگردد ، و اين كه بعضى از شارحان نهج البلاغة اوّلى را به امارت برّ و دومى را به امارت فاجر و يا هر دو را به امارت فاجر باز گرداندهاند ، به هيچ وجه با ظاهر كلام موافق نيست .
( 3 ) فيء ، در اينجا به معنى اموال بيت المال است ، و در بارهء اين واژه بحث مشروحى در شرح خطبه 34 گذشت .