گرفته مىشود ، و به اين ترتيب نيكوكاران در رفاه قرار گرفته و از دست بدكاران در امان مىباشند . و در روايت ديگرى آمده است كه هنگامى كه امام عليه السّلام شعار لا حكم إلّا للّه را شنيد فرمود : آرى من در انتظار حكم الهى در بارهء شما هستم .
سپس فرمود : اما در حكومت حاكم نيكوكار شخص پرهيزكار به خوبى انجام وظيفه مىكند در حكومت حاكم بدكار شخص شقى و ناپاك از آن بهرهمند مىشود تا اجلش سرآيد و مرگش فرا رسد !
شرح و تفسير
امام در نخستين بخش از اين خطبه اشاره به شعار لا حكم إلّا للّه ، كرده مىفرمايد :
« اين سخن حقّى است كه معنى باطلى از آن اراده شده است ، ( يا به تعبير ديگر :
سخن حقّى است آنها آن را از مفهوم اصليش تحريف كردهاند ، و در راه ضلالت گام نهادهاند ) ( كلمة حقّ يراد بها باطل ) .
سپس در توضيح اين سخن جملهء كوتاه و پر معنايى بيان مىكند ، و مىفرمايد :
« آرى حكم مخصوص خدا است ولى اين گروه مىگويند : امارت و حكمرانى و رياست بر مردم مخصوص خدا است » . ( نعم إنّه لا حكم إلّا للّه و لكنّ هؤلاء يقولون : لا إمرة إلّا للّه ) .
خطاى بزرگ خوارج در اين بود كه آنها شعار
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ »
، را كه برخاسته از قرآن بود چنين تفسير مىكردند كه هر گونه « حكميت و داورى » و « حاكميت » ، يعنى حكمرانى در ميان مردم مخصوص خداست ، و به همين دليل با مسألهء حكميت مخالفت كردند و آن را نوعى شرك شمردند ، چرا كه براى غير خدا حقّ حكومت و داورى قرار داده شده است ! بديهى است اگر حكميت و داورى مخصوص خدا باشد ، بايد حكمران ميان مردم نيز خدا باشد ، بنا بر اين اصل حكومت بايد از بين برود و به تعبير امروز « آنارشيسم » و بىحكومتى جاى آن را بگيرد و محاكم و دادگاهها نيز از ميان برداشته شود ، چرا كه در همهء آنها انسانها به داورى مىپردازند .