تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
مواردى كه با اسلام و مسلمانان ، سر ستيز داشته باشند - گذاشته شده ، با اين حال در مواردى شدّت عمل را واجب مىشمرد . نمونهء آن همان چيزى است كه در خطبهء بالا و خطبه‌هاى ديگر نهج البلاغه در مورد سپاه معاويه و غارتگران شام ديده مىشود . معاويه براى تضعيف روحيهء سپاه كوفه و عراق پيوسته برنامه ريزى مىكرد و يكى از عمده‌ترين برنامه‌هاى او كارهاى ايذايى بود . او گروهى را بسيج مىكرد كه غافلگيرانه به يكى از بخشهاى تحت حكومت على عليه السّلام حمله كنند و ضربه‌اى به هر كس كه دم تيغ آنها مىآيد ، خواه مرد باشد يا زن يا كودك ، بزنند و گروهى را به خاك و خون كشند و اموالى را غارت كنند و سريعا به پايگاه خود برگردند . اين مسأله چندين بار در حكومت على عليه السّلام روى داد و هر زمان كه مولا برآشفته مىشد و لشكريان را به تعقيب سريع دشمن و دادن پاسخ قاطع به آنها دعوت مىكرد ، جمعيّت با كمال خونسردى و سستى با اين گونه مسائل روبرو مىشدند و هر قدر كه مولا فرياد مىكشيد و آنها را به واكنش سريع دعوت مىكرد ، آن افراد ضعيف و زبون به حركت در نمىآمدند . گويا حملات دشمن متوجه آنها نيست ، بلكه متوجه ديگران است ! همين امر سبب شد كه غارتگران شام روز به روز جسورتر شوند و سرانجام بعد از شهادت على عليه السّلام ، عراق به آسانى در مقابل معاويه تسليم گردد و امام حسن عليه السّلام با آن موقعيت و مقام ، نتواند جلوى آن مرد ظالم را بگيرد ، چرا كه نيروى كار آمد و شجاعى كه بتواند دشمن را بر سر جا بنشاند در اختيار نداشت . در دنياى امروز نيز مطلب همين گونه است ، يعنى اگر نخستين حركات ايذايى دشمن در نطفه خفه نشود و به انتظار اين بنشينيم كه حركت همه جانبه‌اى از سوى آنها شروع شود ، هنگامى بيدار مىشويم كه كار از كار گذشته است . نه تنها با نهايت هوشيارى مىبايد مراقب كوچكترين حركت چه در بعد نظامى يا سياسى و چه در بعد تبليغاتى و اقتصادى بود و هر حركتى را فورا دفع كرد ، بلكه