بخش دوم
دعوتكم إلى نصر إخوانكم فجرجرتم جرجرة الجمل « 1 » الأسرّ « 2 » ، و تثاقلتم تثاقل النّضو « 3 » الأدبر « 4 » ثمّ خرج إليّ منكم جنيد « 5 » متذائب « 6 » ضعيف
« كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ »
ترجمه
من شما را به يارى برادرانتان - كه در چنگال دشمن گرفتار شدهاند - فرا خواندم ولى شما همانند شترى كه از درد سينه بنالد ، آه و ناله سر داديد و يا همانند حيوان لاغرى كه پشتش زخم باشد ، كندى كرديد ! سپس گروه اندكى به سوى من آمدند ، گروهى مضطرب و وحشت زده و ناتوان ، كه گويى آنها را به سوى مرگ مىبرند در حالى كه آن را با چشم خود نظاره مىكنند .
هامش
( 1 ) « جرجرة » در اصل به معناى « صدايى كه در گلوى شتر رفت و آمد مىكند » و بعضى گفتهاند از مادّهء « جرر » به معناى « كشيدن » است و چون تكرار مىشود ، جرجر گفته مىشود .
( 2 ) « أسرّ » از مادّهء « سرر » به معناى « بيمارى مخصوصى كه در اطراف ناف شتر پيدا مىشود » است و بعضى گفتهاند كه دردى است در ناحيهء سينهء شتر .
( 3 ) « نضو » از مادّهء « نضو » در اصل به معناى « باريك و لاغر يا برهنه شدن » است . « نضو » در خطبه به معناى « حيوان لاغر » است كه گاه به خاطر همين وصف پشت او بر اثر ساييده شدن ، زخم مىشود و « أدبر » بر او اطلاق مىگردد .
( 4 ) « أدبر » از مادّهء « دبر » به معناى « زخم و جراحتى كه در پشت حيوان به خاطر فشار زين يا پالان يا جهاز پيدا مىشود » است . بنا بر اين ادبر به معناى حيوانى است كه مبتلا به چنين جراحتى شده است .
( 5 ) « جنيد » ، اسم مصغّر است از واژهء جند و به معناى « لشكر كوچك » است .
( 6 ) « متذائب » ، چنان كه در متن آمده ، به معناى « مضطرب و پريشان » ، است .