شرح و تفسير
با ضعيفانى مثل شما نمىتوان در مقابل دشمن ايستاد !
امام در اين فراز كه دنبالهء سرزنشها و ملامتهائى است كه به مردم كوفه فرمود و از سستى و ضعف و زبونى و پراكندگى آنان در مقابل حركت حساب شدهء ايذايى دشمن سخت آنها را نكوهش كرد ، چنين مىافزايد : « من شما را به يارى برادرانتان ( اشاره به مالك بن كعب و ياران او است كه در سرزمين « عين التمر » مورد تهاجم غارتگران شام قرار گرفت ) دعوت كردم ، ولى شما همانند شترى كه از درد سينه مىنالد ، آه و ناله سر داديد و همانند حيوان لاغرى كه پشتش زخم باشد ، كندى كرديد ! دَعَوْتُكُمْ إِلَى نَصْرِ إِخْوَانِكُمْ فَجَرْجَرْتُمْ جَرْجَرَةَ الْجَمَلِ الْأَسَرِّ ، وَ تَثَاقَلْتُمْ تَثَاقُلَ النِّضْوِ الْأَدْبَرِ .
اشاره به اين كه هم در سخن اظهار ناتوانى كرديد و هم در عمل كارى كرديد كه مايهء سر شكستگى شما در دنيا و آخرت بود و دشمن زخم خورده را در برابر شما جسور ساخت و ضايعات انسانى و مالى شما را افزون كرد .
تشبيه آنها به حيوانات بيمار ، ممكن است اشاره به ضعف فكرى و ناتوانى در تصميم گيرى آنها باشد .
زيرا انسان عاقل هرگز به دشمن خود اجازه نمىدهد كه اين گونه جسورانه به كشورش حمله كند و به هر جا مايل باشد ، بدون هيچ گونه مانع و رادع قابل ملاحظهاى ضربه وارد كند .
حضرت در آخرين جملهء اين خطبه ، اشاره به گروه اندكى مىفرمايد كه دعوتش را لبيك گفتند ، ولى در عين حال چنان ترس و وحشتى آنها را فرا گرفته بود كه در چهرههايشان نمايان بود ، مىفرمايد : « سپس گروه اندكى به سوى من آمدند ، گروهى مضطرب و وحشت زده و ناتوان كه گويى آنها را به سوى مرگ مىبرند در حالى كه آن را با چشم خود نظاره مىكنند ، « ثمّ خرج إليّ منكم جنيد متذائب ضعيف
« كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ »
» .