بايد در اين گونه امور ، ابتكار عمل را به دست گرفت تا مجال تهاجم را از دشمن بگيريم و او را در موضع دفاعى قرار دهيم .
معمولا افراد سست اراده هنگامى كه نشانههايى از اين گونه حركات از سوى دشمن ظاهر مىشود به خاطر راحت طلبى ، آن را توجيه - و به اصطلاح حمل بر صحّت - مىكنند ، در حالى كه در اين گونه موارد اصل بر سوء ظن است ، چرا كه طرف مقابل ، دشمن خونخوار است و نه يك انسان آزادهاى كه عملش را مىتوان حمل بر صحّت كرد .
با ياد آورى جملهاى بسيار آموزنده و پر معنا ، از خطبهء جهاد - كه شرح آن گذشت - اين سخن را پايان مىدهيم .
امام امير مؤمنان در اين جمله مىفرمايد : « ألا و انّى قد دعوتكم الى قتال هؤلاء القوم ليلا و نهارا و سرّا و أعلانا و قلت لكم : « اغزوهم قبل أن يغزوكم : فو اللّه ما غزى قوم قطّ ، فى عقر دارهم إلّا ذلّوا ، آگاه باشيد ! من شب و روز ، پنهان و آشكار ، شما را به مبارزه با اين جمعيّت دعوت كردم و گفتم : پيش از آن كه با شما بجنگند با آنان نبرد كنيد ! به خدا سوگند هر قومى كه در درون خانهاش مورد تهاجم دشمن قرار گيرد به يقين ذليل خواهد شد » « 1 » .
سؤال ممكن است باز اين سؤال براى گروهى مطرح شود كه چرا امير مؤمنان على عليه السّلام ، با گروهى از لشكريانش اين چنين تند و خشن برخورد كرده و آنها را تا اين حد تحقير مىكند ؟ آيا بهتر نبود از در ملاطفت در آيد و با محبّت بيشترى با آنان سخن بگويد ؟
پاسخ اين سخن را كرارا ذيل خطبههاى گذشته بيان كردهايم ، و گفتيم كه اين آخرين دوا و در واقع همانند يك نوع جراحى بود ، كه هيچ گريزى از آن وجود نداشت .
هامش
( 1 ) خطبهء 27 .