مسرورند و هم در زندگى آخرت . زندگى آنان در دو سرا ، غرق نور و سعادت است ، در حالى كه دشمنان خدا به مصداق ،
« أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ »
مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ
« مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
« 1 » ، يا مانند ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج ديگرى و بر فراز آن ابرى تاريك است ، ظلمتهايى است متراكم يكى بر فراز ديگرى ، آن گونه كه وقتى كه دست خود را خارج كند ، ممكن نيست آن را ببيند و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده ، نورى براى او نيست . اينان در لابهلاى امواج گمراهى و ضلالت و بدبختى و شقاوت دست و پا مىزنند .
آنچه در كلام بسيار پر معناى امام در اين خطبه آمده است ، هم در مقياس زندگى فردى صادق است و هم در مقياس زندگى جمعى ، بلكه در بعد اجتماعى آثارش گستردهتر و وحشتناكتر است .
و نمونهء كامل آن در بخش دوم ( أعداء اللّه ) ، همان سه گروهى هستند كه در جنگ « جمل » و « صفّين » و « نهروان » با استناد به شبهات واهى و دلايلى سستتر از تار عنكبوت ، به مقابله با امام عليه السّلام برخاستند و ضربات سهمگينى بر پيكر اسلام و مسلمانان وارد ساختند .
جالب اين كه در صحيح بخارى در حديثى از « أبو بكرة » - يكى از ياران پيامبر خدا - چنين نقل شده است كه مىگويد : « من سخنى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده بودم كه در ايّام جنگ جمل براى من بسيار مفيد بود ، چرا كه نزديك بود به لشكر جمل بپيوندم و همراه آنها ( در برابر على عليه السّلام ) بجنگم و آن سخن ، اين بود كه وقتى اين خبر به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد كه گروهى از ايرانيان دختر كسرا را به پادشاهى برگزيدهاند ، فرمود : لن يفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة ، هر قوم و ملّتى كه زنى را زمامدار خود كنند روى رستگارى را نخواهند ديد . همين امر سبب شد تا
هامش
( 1 ) سورهء نور ، آيهء 40 .