خونخواهى عثمان و امثال آن بود .
امام عليه السّلام در اينجا ، تحليل دقيقى در بارهء شبهه دارد ، مىفرمايد : شبهه تنها از اين جهت شبهه ناميده شده كه شباهتى به حق دارد ( هر چند در واقع باطل است ) . « و إنّما سمّيت الشّبهة شبهة لأنّها تشبه الحقّ » .
و به همين دليل سبب فريب گروهى از ساده لوحان و دستاويزى براى شيطان صفتان ، جهت فرار از حق مىشود .
در حقيقت امورى كه در زندگى فردى و اجتماعى براى انسان پيش مىآيد ، از سه حال خارج نيست : « گاهى حقّى است آشكار ، مثل اين كه مىگوييم آن كس كه خوبى كند نتيجهء آن را مىگيرد و آن كس كه راه خطا بپويد گرفتار مىشود .
و گاه باطلى است روشن ، مثل اين كه كسى بگويد : « بىقانونى و هرج و مرج از نظم و قانون بهتر است » . بديهى است كه هر كس باطل بودن چنين سخنى را تشخيص مىدهد .
ولى مواردى پيش مىآيد كه نه مانند قسم نخست است و نه قسم دوم و آن جايى است كه مطلب باطلى را در لباس حق عرضه مىكنند ، ظاهرش حق است و باطنش باطل و از همين پوشش براى فريب مردم يا استدلالهاى بىاساس استفاده مىشود ، درست شبيه همان عذرهاى واهى كه اصحاب جنگ جمل و معاويه و يارانش براى آتش افروزىهاى جنگ به آن استناد مىجستند .
مشكل بزرگ جوامع بشرى در گذشته و امروز ، همين مشكل بوده و هست ، بلكه با گذشت زمان ، اين معنا گسترش پيدا كرده است ، چنان كه امروز مىبينيم كه بسيارى از مقاصد شوم و اهداف باطل و سلطهجويىهاى ظالمانه را زير پوششهاى حقوق بشر و دفاع از آزادى انسان و حفظ قانون و نظم و ثبات و صلح جهانى عملى مىكنند .
سپس امام عليه السّلام راه نجات از شبههها را بيان مىفرمايد و موضعگيرى دوستان خدا و دشمنان حق را در برابر شبههها در عبارت زيبايى چنين بيان مىكند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠٦