داستان اشك ريختن بر كشته شدن عثمان و استفاده از پيراهن خونين او براى بسيج مردم ، حتّى از سوى كسانى كه دست خودشان به خون عثمان آلوده بود و سپس تحريك « امّ المؤمنين » و سوار كردن او بر شتر و كشاندن حرم پيامبر به ميدان جنگ ، نمونهء زندهء اين معنا است .
بر افراشتن قرآنها بر سر نيزه و شعار تسليم در برابر فرمان آن ، هر چه باشد و جلوگيرى از خونريزى و برادر كشى ، شبهات ديگرى بود كه جنگ صفّين را به نتيجهء دردناكى كشاند .
عمق فاجعهء شبهه آن گاه ظاهر مىشود كه قاتل عمّار را به دليل بودن او در لشكريان امام - حضرت على عليه السّلام معرّفى كنند و قاتلان شامى را تبرئه كنند ! و بدين ترتيب ، حديث معروف نبوى « يا عمّار ! تقتلك الفئة الباغية ، تو را گروه ستمگر خواهد كشت » ، را كه دليل روشنى بر ستمگرى و فساد دستگاه معاويه بود ، به نفع آنان تفسير كنند .
در نهروان نيز ، يك عدّه به ظاهر قاريان قرآن و نماز شب خوانهاى داغ سجده به پيشانى بسته ، با شعار فريبندهء « لا حكم الّا للّه » ، « حكميّت تنها از آن خداست » ، چنان بازار شبهه را داغ كردند كه گروه عظيمى از بىخبران غافل را به كام مرگ فرو بردند ، مرگى كه پايانش دوزخ و جهنّم بود ! در دنياى فريبكار امروز ، وضع از اين هم بدتر است ، شعارهاى بسيار زيبا و جالب ، مانند شعار آزادى و برابرى انسانها و حكومت مردم بر مردم و احياى حقوق بشر و تمدّن و تعالى و پيشرفت ، عناوينى هستند كه تحت پوشش آنها بدترين جنايات و زشتترين اعمال و وقيحترين كارها انجام مىشود .
در خطبهء 40 و 50 شرح بسيار جالبى در اين زمينه آمده كه به خواست خدا به زودى به تفسير آن مىرسيم و نيز در كلمات قصار در جمله 198 اشارهء ظريفى به اين مسأله شده است .
« فما ينجو من الموت من خافه و لا يعطى البقاء من أحبّه » ، « آن كس كه از
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤١١