الغائط « 1 » ، على غير بيّنة من ربّكم ، و لا سلطان مبين معكم » ، امام عليه السّلام در واقع در اين سخن خود پيشگويى صريحى در بارهء پايان جنگ نهروان مىكند و به آنان خبر مىدهد كه در همين مكان ، همه بر روى خاك خواهيد افتاد ، ولى مشكل مهم اين است كه پروندهء شما در روز قيامت سياه و تاريك است ، چرا كه انگيزهاى براى اين جنگ جز لجاجت و خيره سرى نداشتهايد و هيچ مدرك الهى و قابل قبولى ، در دست شما نيست . به اين ترتيب ، هم دنياى شما بر باد مىرود و هم آخرت شما .
حضرت سپس مىافزايد : « دنيا و ( دنيا پرستى ) شما را در اين پرتگاه ( بدبختى ) پرتاب كرده و افكار نادرستتان شما را گرفتار اين دام خطرناك كرده است . « قد طوّحت « 2 » بكم الدّار و احتبلكم « 3 » المقدار » .
واژهء « دار » در اينجا اشاره به دار دنيا يا به تعبير ديگر دنيا پرستى است و « احتبل » از مادّهء « حبل » ، به معناى « دام » است و منظور از « مقدار » به گفتهء بعضى از شارحان نهج البلاغه ، همان تفكرات نادرست و تحليلهاى بيهوده از حوادث مختلف است و به گفتهء بعضى ديگر مقدار ، اشاره به مقدّرات الهى است كه بر طبق لياقتها از سوى خداوند تعيين مىشود .
هنگامى كه تاريخ اين ماجرا را بدقّت مطالعه كنيم ، آثار سخنان امام عليه السّلام كاملا در زندگى اين گروه نمايان است . آنها گروهى لجوج و متعصّب و كم فكر و دنيا پرست و سست عنصر بودند .
سپس امام عليه السّلام به داستان حكمين پرداخته و با صراحت مىفرمايد :
هامش
( 1 ) « غائط » به معناى « زمين پست » است ، و در اصل از « غوط » به معناى « حفر كردن » گرفته شده است . و از آنجا كه افراد بيابانگرد و مسافر ، در زمانهاى گذشته براى قضاى حاجت نقطهاى را انتخاب مىكردند كه گود و از نظرها دور باشد ، به همين مناسبت به چنين محلى غائط و به مدفوع انسان نيز غائط گفتهاند .
( 2 ) « طوّحت » از مادّه « طوح » به معناى « سقوط و هلاكت » است و هنگامى كه در باب تفعيل قرار مىگيرد ( مانند خطبهء بالا ) به معناى « پرتاب كردن در پرتگاه » مىآيد كه در معرض هلاكت واقع مىشود .
( 3 ) « احتبل » از مادّهء « حبل » به معناى « طناب » گرفته شده و حباله به معناى « دام » ، و احتبال ، به معناى « در دام افكندن » است .