امام امير المؤمنين عليه السّلام ايراد شده است و مىدانيم جنگ نهروان يكى از پيامدهاى داستان حكمين است .
گروه نادان و خيره سرى كه نتيجهء نامطلوب حكمين را مشاهده كردند ، در برابر امام عليه السّلام سر به طغيان برداشته و او را مسئول جريان حكميّت و پيامدهاى آن دانستند ، حال آن كه امام عليه السّلام هم با اصل مسألهء حكميّت مخالف بود و هم با شخصى كه به عنوان حكم انتخاب كردند .
اين خطبه در واقع اتمام حجّتى است براى كسانى كه آگاهى كافى از ماجرا نداشتند و يا مىدانستند و عملا آن را به فراموشى سپرده بودند .
در بعضى از روايات ، در آغاز خطبه جملههايى ديده مىشود كه امام عليه السّلام نخست به معرفى خود پرداخته مىفرمايد :
« نحن أهل بيت النّبوّة و موضع الرّسالة و مختلف الملائكة و عنصر الرّحمة و معدن العلم و الحكمة . نحن أفق الحجاز ، بنا يلحق البطىء و الينا يرجع التّائب ، « 1 » ما خاندان نبوّت و جايگاه رسالت و محل آمد و شد ملائكه و عنصر رحمت و معدن دانش و حكمت هستيم . ما افق تابناك حجازيم و كندروان ، به ما مىپيوندند و تندروان توبه كار به سوى ما باز مىگردند . » اين در واقع اشاره به افراط و تفريطهايى بود كه گروههاى نادان ، در مسأله حكميت داشتند . حضرت سپس آنها را مخاطب ساخته ، فرمود : « من شما را از اين بر حذر مىدارم كه بدون دليل روشنى از سوى پروردگارتان و با دستى تهى از مدرك اجساد بىجانتان در كنار اين نهر و گودال بيفتد .
« فأنا نذير لكم أن تصبحوا صرعى « 2 » بأثناء هذا النّهر ، و بأهضام « 3 » هذا
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 283 .
( 2 ) « صرعى » جمع « صريع » از مادّهء « صرع » در اصل به معناى « افكندن چيزى بر زمين » است ، و صريع به معناى جنازه يا كشتهاى است كه بر زمين افتاده است . و نيز به كسى كه در كشتى گرفتن بر زمين مىافتد ، صريع گفته مىشود . بيمارى صرع را از اين جهت به اين نام ناميدهاند كه انسان غش مىكند و بر روى زمين مىافتد .
( 3 ) « اهضام » جمع « هضم » به معناى « وسط درّه » است و در اصل به معناى « شكستن و فشار دادن و در هم كوبيدن » است .