حضرت ، بعد از اين حمد و ثنا ، شهادت به يگانگى خداوند و نبوت پيامبر اسلام مىدهد و مىفرمايد :
« گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه نيست ، شريكى ندارد و معبودى با او نمىباشد ، و گواهى مىدهم كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستادهء اوست ، « و أشهد أن لا إله إلّا اللّه لا شريك له ، ليس معه إله غيره ، و أنّ محمّدا عبده و رسوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » .
ذكر شهادتين در آغاز اين خطبه ، ممكن است علاوه بر تأكيد مجدّد بر لزوم تقويت پايههاى تكامل انسان و احياى اصول عقيدتى اسلام ، اشاره به اين نكته باشد كه رسوايى حادثه حكمين ، از اينجا سرچشمه گرفت كه مردم اصل توحيد را پشت سر گذاشتند و به دنبال كارهاى شرك آلود رفتند و تأسّى به پيامبر اسلام را ناديده گرفتند و تسليم هواى نفس شدند .
سپس امام به سراغ مقصود اصلى خطبه رفته ، مىفرمايد : « امّا بعد از حمد و ثناى الهى و گواهى به وحدانيّت حق و نبوت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . بدانيد ! نافرمانى از دستور نصيحت كنندهء مهربان داناى باتجربه موجب حسرت و اندوه مىگردد و پشيمانى به بار مىآورد ، « أمّا بعد ، فإنّ معصية النّاصح الشّفيق العالم المجرّب « 1 » تورث الحسرة ، و تعقب النّدامة » .
اين جمله در حقيقت بمنزلهء كبرا و بيان يك قاعده كلّى است كه اگر در طرف مشورت انسان چهار صفت جمع باشد ، مخالفت او قطعا موجب پشيمانى خواهد بود .
نخست اين كه ناصح و خير خواه باشد و به مقتضاى خير خواهى ، تلاش لازم را در تشخيص حق انجام دهد .
دوم اين كه قلبى پر از مهر و محبت داشته باشد و از اعماق روح ، خواهان
هامش
( 1 ) « مجرّب » ( بر وزن محقّق ) به معناى « كسى است كه بر اثر تجربههاى مختلف آگاهى فراوان دارد ، امّا عربها معمولا آن را به فتحه تكلم مىكنند و مجرّب ( بر وزن مقرّب ) مىگويند .