تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
المنابذين العصاة ، حتّى ارتاب النّاصح بنصحه ، و ضنّ الزّند بقدحه ، فكنت أنا و إيّاكم كما قال أخو هوازن :
أمرتكم أمري بمنعرج اللّوى * فلم تستبينوا النّصح إلّا ضحى الغد

ترجمه

ستايش مخصوص خداوند است ، هر چند روزگار ، حوادث سنگين و مهم ( و دردناكى براى ما ) پيش آورده است و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه نيست ، شريكى ندارد و معبودى با او نمىباشد و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بندهء ( برگزيده ) و فرستاده او است . امّا بعد ، نافرمانى از دستور نصيحت كنندهء مهربان داناى با تجربه ، موجب حسرت و اندوه مىگردد و پشيمانى به بار مىآورد . من ، در بارهء مسألهء حكميت ، فرمان خود را به شما گفتم و نظر خالص خويش را در اختيار شما گذاردم ، اگر به سخنان قصير « 1 » ، گوش داده مىشد ( چه نيكو بود ) ! ولى شما مانند مخالفان جفا كار و عصيانگران پيمان شكن ( از قبول سخنانم ) امتناع كرديد ، تا آنجا كه گويى نصيحت كننده در پند خويش به ترديد افتاد و از ادامهء اندرز خوددارى كرد . در اين حال مثال من و شما مانند گفتار اخو هوازن ( مردى از قبيله بنى هوازن ) است كه ( در يك ماجراى تاريخى ) گفت : - من در سرزمين منعرج اللوى ، دستور خود را دادم ( ولى شما گوش نداديد ) و اثر آن را فردا صبح درك كرديد .
هامش
( 1 ) قصير مرد فهميده و هوشيارى بود كه در يك ماجراى مهم تاريخى ، با نظريهء او مخالفت كردند و گرفتار خسارت شديدى شدند .