خدمت و عاشق پيروزى و سعادت مشورت كننده باشد .
سوم اين كه عالم باشد و تمام جوانب مطلب را ببيند و مسائل مهم را دقيقا تحليل كند و ريشههاى حوادث و نتايج آن را مورد بررسى قرار دهد .
چهارم اين كه داراى تجربه كافى در مسائل مهم فردى و اجتماعى باشد ، يعنى علاوه بر عقل نظرى ، داراى عقل عملى نيز باشد .
هر گاه كسى جامع اين اوصاف چهارگانه باشد ، به احتمال قوى و نزديك به يقين انسان را به واقع مىرساند .
با اين حال كسانى كه سخنش را زير پا بگذارند و بر مركب غرور و لجاجت سوار شوند ، جز در بيراهه گام ننهادهاند و خود را در پرتگاه بدبختى قرار مىدهند .
حضرت بعد از بيان اين قاعدهء كلّى به سراغ بيان صغرا و مصداق مورد نظر مىرود ، مىفرمايد : « من در بارهء مسألهء حكميت فرمان خود را به شما گفتم و نظر خالص خويش را در اختيار شما گذاردم ، اگر به سخنان قصير گوش داده مىشد چه نيكو بود ! « و قد كنت أمرتكم في هذه الحكومة أمري ، و نخلت « 1 » لكم مخزون رأيي ، لو كان يطاع لقصير أمر ! » حضرت مىفرمايد كه من هم با اصل حكومت در اين مسأله مخالف بودم و هم در چگونگى و كيفيت آن .
من دقيقا پيامدهاى اين پديده شوم را براى شما بازگو كردم ، ولى متأسّفانه لجاجت و پا فشارى شما در عقيدهء باطلى كه داشتيد به شما اجازه نداد تا واقعيت هاى روشن را در اين مسأله مهم ببينيد و اكنون كه گرفتار عواقب دردناك آن شدهايد ، پشيمانى سودى ندارد .
جملهء « لو كان يطاع لقصير أمر » ، ضرب المثل مشهورى در ميان عرب است ، و براى كسانى كه اندرزهاى نصيحت كنندهء باهوش و مهربان را نشنوند و به پشيمانى
هامش
( 1 ) « نخلت » از مادّهء « نخل » به معناى « تصفيه كردن چيزى » است و نخاله به اضافات بعد از تصفيه گفته مىشود . استعمال اين مادّه در خطبه بالا اشاره به رأى صائبى است كه امام در مسأله حكميت در اختيار اصحابش گذاشت .