تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
إن أتى الدّهر بالخطب « 1 » الفادح « 2 » و الحدث الجليل » . جالب اين كه امام در اينجا اوّلا خدا را بر اين حادثه سپاس مىگويد تا معلوم شود كه شكر و ثناى الهى ، تنها در برابر حوادث خوشايند و كامروايىها و پيروزىها و بهره‌مند شدن از مواهب معنوى و مادّى نيست ، بلكه در همه حال بايد او را حمد و ثنا گفت ، در سلامت و بيمارى ، در شادى و غم ، در پيروزى و شكست ، در همه جا و در برابر همه چيز ، چرا كه حتّى اين حوادث دردناك نيز فلسفه‌هايى دارد كه اگر درست شكافته شود ، آنها نيز جزء نعم و مواهب الهى است . ثانيا : اين حادثه دردناك را به روزگار نسبت مىدهد و مىدانيم كه روزگار ، چيزى جز مردم روزگار نيست و گرنه تابش آفتاب و ماه و نزول باران و وزش باد و ساير امور طبيعى چيزى نيست كه منشأ اين امور باشد و در خور گله . اين مردم روزگارند كه به خاطر اعمال غلطشان گرفتار عواقب دردناك مىشوند ! در همين حادثه اگر مردم عراق گوش به فرمان امام و مولايشان داده بودند و از هشدارهاى او بيدار شده و از پندهاى اين حكيم الهى نتيجه گرفته بودند ، هرگز در چنين دام سختى گرفتار نمىشدند . منظور از « خطب فادح » ( با توجه به اين كه خطب ، به معناى « امر مهم » است ، و « فادح » به معناى « تأكيد ديگرى بر آن است » ، ) داستان حكمين است كه براى جهان اسلام بسيار سخت و سنگين بود و پيامدهاى ناگوارى را به بار آورد . درست است كه داستان حكمين - به شرحى كه در نكات خواهد آمد - چيزى را دگرگون نساخت ، ولى بهانه خوبى به دست معاويه و پيروان او براى اغواى ناآگاهان داد و بدعت بسيار بدى در جهان اسلام گذاشت . تعبير به « حدث جليل » تأكيد ديگرى بر آثار سوء اين بدعت شوم است .
هامش
( 1 ) « خطب » ( بر وزن ختم ) به معناى « كار مهمى است كه ميان انسان و شخص ديگرى جريان دارد » به همين دليل به گفت و گويى كه ميان انسان و ديگرى انجام مىگيرد « مخاطبه » گفته مىشود . ( 2 ) « فادح » به معناى « سنگين » است ، لذا اگر كسى قرضى داشته باشد كه بر دوش او سنگينى كند ، به آن ، « دين فادح » مىگويند .