آماده خوردن مىسازد .
بعضى از مفسران نهج البلاغه ، هر يك از اين سه جمله را اشاره به نكتهء مستقلّى دانستهاند . و جملهء « يعرق لحمه » ، ( گوشتش را جدا مىكند ) را اشاره به غارت اموال و جملهء « و يهشم عظمه » ، را اشاره به كشتن انسانها و جملهء « و يفرى جلده » را اشاره به برهم زدن نظم جامعه ، گرفتهاند . « 1 » ولى در عين حال قرينهء روشنى ، براى اين تفسير ، در دست نيست .
مرحوم مغنيه در شرح خود ، در ذيل اين جمله مىگويد : بارها شنيدهايم كه كسانى براى مبارزهء منفى در مقابل ظالمان و ستمگران دست به خود سوزى و انتحار زدهاند ، ولى هرگز نشنيدهايم كه كسى خودش را چنان تسليم دشمن كند كه پوستش را بشكافد و گوشتش را جدا كند و استخوانش را در هم شكند ، بى آن كه كمترين دفاعى از خود نشان دهد ! هيچ نوع از انواع ترس و تسليم ، وحشتناكتر از اين نيست كه آدم ترسو و ضعيف ، خود را دست بسته در برابر قصّاب انسانيت و دشمن خونخوار بيفكند تا كارى را بر سر او بياورد كه درندگان بيابان بر سر طعمه و شكار خود مىآورند . « 2 » اين احتمال در تفسير جملههاى بالا نيز وجود دارد كه هر سه كار در بارهء يك فرد نباشد ، بلكه دشمن به مقتضاى حال و شرارتش ، با گروهى از بىدفاعان ، كارى كند كه همانند دريدن پوست باشد و در بارهء گروهى ديگر ، كارى كند كه مانند جدا ساختن گوشت از استخوان و آماده كردن براى خوردن باشد .
بر سر گروه سوم ، بلايى بياورد كه مانند شكستن و خورد كردن استخوانها باشد .
مطابق اين تفسير ، مشكل ترتيب جملهها نيز حل خواهد شد ، سؤال شده است كه « چرا امام شكافتن پوست را در آخر قرار داده است ؟ » .
جواب اين است كه حضرت ، گويى مىخواهد بفرمايد : كه جنايات اين دشمنان خونخوار ، نسبت به شما ، در يك مرحله مانند جدا ساختن گوشت از استخوان
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم ، جلد 2 ، صفحه 81 .
( 2 ) فى ظلال نهج البلاغه ، جلد ؟ ؟ ، صفحه 228 .