تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
سرزنش آنها است . گويى آنها تصميم گرفته بودند كه ذلّت و حقارت و خشم پروردگار را بر عزّت و شرف و رضايت حق ترجيح دهند ، و به همين دليل سرزنش‌ها در آنها اثر نمىكرد ، تا آنجا كه امام عليه السّلام را از عتاب خسته كردند . در جمله‌هاى بعد ، حضرت انگشت روى ضعف‌هاى آنها مىگذارد تا به خود آيند و آنها را بر طرف سازند و ريشه‌هاى اصلى بدبختى خود را بسوزانند ، مىفرمايد : هنگامى كه شما را به سوى جهاد با دشمن فرا مىخوانم ، چشمانتان از ترس ، بىاختيار در حدقه‌ها دور مىزند ، گويى وحشت از مرگ هوش را از سرتان برده و مانند مستانى از خود بىخود شده‌ايد . سخنان مكرّر من به گوش شما فرو نمىرود ، به همين دليل ( در پيدا كردن راه صحيح زندگى ) سرگردان گشته‌ايد ! ( إذا دعوتكم إلى جهاد عدوّكم دارت أعينكم ، كأنّكم من الموت في غمرة « 1 » و من الذّهول في سكرة . يرتج عليكم حواري « 2 » فتعمهون « 3 » ) . جملهء « يرتج عليكم حوارى » با توجه به اين كه « حوار » به معناى « سخن گفتن مكرّر » است و « يرتج » از مادّه « ر ت ج » به معناى « بسته شدن » است ، تاب دو معنا را دارد : نخست همان چيزى كه در بالا گفته شد ، يعنى سخنان مكرّر من در شما اثر نمىكند و گويى اصلا آن را درك نمىكنيد ، چرا كه درهاى فهم سخن به روى شما بسته شده است . ديگر اين كه زبان شما در پاسخ من بسته مىشود ، چرا كه پاسخى منطقى در برابر حرف‌هاى ، من نداريد .
هامش
( 1 ) غمرة ، در اصل به معناى « پوشاندن و پنهان كردن چيزى » است بطورى كه هيچ اثرى از آن باقى نماند و در مواردى كه غفلت و وحشت و سرگردانى ، تمام فكر انسان را تحت تأثير قرار مىدهد ، اين تعبير به كار برده مىشود و از آنجا كه لشكر كوفه از ترس مرگ ، چنين حالتى را داشتند ، اين تعبير را در بارهء آنان به كار برده است . ( 2 ) « حوار » از ماده « حور » در اصل به معناى « بازگشت » است و لذا اين تعبير در مورد لقمه‌اى كه گلوگير شود ، هنگامى كه فرو برود ، اطلاق مىشود و به گفت و گوهايى كه بين افراد ، جريان دارد و رفت و آمدى در آن است « محاوره » مىگويند و در خطبهء بالا نيز به همين معنا به كار رفته است . ( 3 ) « تعمهون » از ماده « عمه » به معناى « حيرت و سرگردانى » است .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 322 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي