به هر حال نتيجهء هر دو معنا همان است كه در جمله بعد آمده ، يعنى سرگردانى آنها .
در تأكيد همين سخن ، اضافه مىفرمايد : « گويى عقلهاى شما از دست رفته و چيزى را درك نمىكنيد » ! ( و كأنّ قلوبكم مألوسة « 1 » فأنتم لا تعقلون ) .
سپس امام عليه السّلام در يك نتيجه گيرى از سخنان گذشتهاش ، مىفرمايد : « شما هرگز مورد اعتماد من نيستيد » .
« ما أنتم لي بثقة سجيس « 2 » اللّيالي » .
با توجه به اين كه « سجيس الليالى » به معناى « تاريكى شبها » است ، مفهوم جمله چنين مىشود كه تا شبها تاريكند ، من به شما اعتماد نمىكنم و اين كنايه از ابديّت و هميشگى است ، چرا كه هرگز ظلمت از شب جدا نمىشود .
انتخاب تاريكى شب براى اين تعبير ، با توجه به افكار و اعمال سياه و ظلمانى كوفيان ، نوعى رعايت مقتضاى حال است كه از فنون بلاغت محسوب مىشود و در تأكيد آن مىفرمايد : « و شما هيچ گاه تكيه گاه مطمئنّى نمىباشيد ، تا ( در برابر دشمنان خونخوار و حيلهگر ) بتوان بر شما اعتماد كرد ، » ( و ما أنتم بركن يمال بكم ) « و نه ياران قدرتمندى هستيد كه در نيازها بتوان رو به سوى شما آورد » . ( و لا زوافر « 3 » عزّ يفتقر إليكم ) .
به اين ترتيب امام عليه السّلام با جملههاى كوتاه و كوبندهاش ، بىاعتمادى خود را نسبت به اين گروه سست عنصر و بىاراده اظهار مىدارد و نقاط ضعف آنها را با صراحت
هامش
( 1 ) « مألوسة » از ماده « ألس » در اصل به معناى « از دست دادن عقل » است . و به همين مناسبت در خدعه و فريب و نيرنگ - كه عقل طرف را مىربايد - به كار مىرود .
( 2 ) « سجيس » از مادّهء « سجس » به معناى « تغيير رنگ آب و كدورت آن » است . به همين مناسبت به تاريكى شب « سجيس اللّيالى » اطلاق شده و اين تعبير گاه كنايه از دوام و بقا است ، مثل اين كه گفته شود « تا شب تاريك است و روز روشن ، من به اين كار ادامه مىدهم » ، يعنى هميشه اين كار را ادامه مىدهم ، و خطبه بالا نيز همين معنا را مىرساند .
( 3 ) « زوافر » ، جمع « زافرة » در اصل از مادّهء « زفر » به معناى « نفس زدن شديد توأم با صدا » است ، و به صداى آتش نيز زفير گويند ، زافرة به معناى « ياران و مددكاران و قوم و عشيره » به كار مىرود ، به خاطر اين كه بار سنگين كمك را به دوش مىكشند و گويى ، نفسزنان آن را به مقصد مىرسانند .