« 6560 نفر بدون كم و زياد به يارىام خواهند آمد . » ابن عباس مىگويد : « من از تعيين دقيق آنها تعجب كردم و با خود گفتم كه حتما آنان را شماره خواهم كرد . » پانزده روز در ذى قار توقف كرديم تا اين كه صداى شيههء اسبها و استرها بلند شد و لشكر كوفه فرا رسيدند . من آنها را دقيقا شمردم ، ديدم درست همان تعدادى هستند كه امام فرمود . گفتم : اللّه اكبر ، صدق اللّه و رسوله .
اين تعبير ابن عباس ، ممكن است اشاره به اين باشد كه على عليه السّلام اين مسائل را دقيقا از پيامبر شنيده بود و بر اساس آن ، پيشگويى مىفرمود .
ابن ابى الحديد ، بعد از ذكر اين نكته مىافزايد : هنگامى كه اهل كوفه بر على عليه السّلام وارد شدند ، بر آن حضرت سلام كردند و گفتند : شكر خدا را ، اى امير مؤمنان ! كه ما را به يارى تو اختصاص داد و با نصرت تو گرامى داشت . ما دعوت تو را از دل و جان پذيرفتيم ، هر دستورى دارى بفرما ! » امام عليه السّلام نيز از احساسات آنها تقدير و تمجيد فرمود و دستور داد براى فرونشاندن آتش فتنه به سوى بصره حركت كنند . « 1 »
2 - جاهليت عرب
هر قدر در بارهء عظمت اسلام ، به خاطر ظهورش در ميان يك گروه بسيار عقب افتاده و متعصّب و لجوج سخن گفته شود ، باز هم كم است . مردم عصر جاهليت ، انحرافات بسيار و صفات منفى فراوانى داشتند ، ولى بد نيست در اينجا تنها به يكى از آنها يعنى تعصّب و لجاجت فوق العاده و نفوذ ناپذيرى در برابر افكار و سخنان ديگران اشاره كنيم .
يكى از محقّقان مسيحى ، معتقد به ارتباط ميان اين تعصّب جاهلى و آب و هواى منطقهء حجاز است و مىگويد : « طبيعت منطقه خشك بود و طبيعت مردمش نيز خشك و انعطاف ناپذير . و نفوذ در آنها به وسيلهء پيامبر اسلام اعجاز بزرگى بود .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحهء 187 - 188 ( با كمى تلخيص ) .